تبليغاتX
اقـاليم قبـله
 

سومین دوره کارگاهی صهیونیسم و جهان اسلام

 

 سومین دوره هم در راه است .

این دوره جدید مکمل دوره های قبل است که انشا الله توسط  ...  آغاز خواهد شد .

 مباحث دوره های پیشین :

سیر تاریخی یهود . متون دینی یهود . یهود در قرآن . تشکیل صهیونیسم . تشکیل اسرائیل . مسیحیت صهیونیسم . آیپاک و نفوذ . انتفاضه اول و دوم . جنایات و کشتار . فراماسونری . امنیت پیرامون . سینما صهیونیسم . آخر الزمان . بیداری اسلامی و ...

منتظر اطلاعیه های بعدی باشید...

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در جمعه 31 شهریور1385 و ساعت 13:10 |

صهيونيزم مسيحي چيست ؟ (۱)

 

 

 شهرک نشین های صهیونیست

 

   

   وقتي از گروههاي ديني راديكال و رويارويي اسرائيل و فلسطين سخن به ميان مي آيد ، بلافاصله گروههاي ديني كه تحت نام اسلام و يهود قرار دارند به ذهن متبادر مي گردند . در صورتي كه گروههاي راديكال و افراطي مسيحي اي كه نامي از آنها برده نمي شود ، در اين رابطه اهميت غير قابل انكاري را دارا هستند .

 

   اين گروهها از آن جهت كه نقش فعالي را در رويارويي اسرائيل و فلسطينيان بر عهده داشته و مخالف هرگونه برقراري صلح بين آنها هستند ، به گروههاي افراطي معروفند .

 

   گروههاي مسيحي مذكور عموما بنيادگرا ( راديكال ) بوده و هوادار اسرائيل هستند . حتي در ارتباط با اهداف وجودي خود از بسياري از اسرائيليها هم بنيادگراتر هستند .

 

   در مياني كه در ميان اعضاي آنها هيچ اسرائيلي و فلسطيني وجود ندارد اما رهبران بعضي از اين گروهها اسرائيلي هستند . بعضي از اين گروهها با حمايت از سياست هاي صهيونيستي دولت اسرائيل و يا حمايت مستقيم از بعضي گروههاي ديگر يهودي ، به توسعه و شدت گرفتن در گيري و رويارويي در خاورميانه دامن مي زنند . گروههاي ديگر نيز غير مستقيم در اين رابطه فعال هستند .

 

   اين گروهها در حال جمع آوري اعانه و كمك براي اسرائيل و گروههاي اسرائيلي در ديگر كشورها بوده و در اين كشور اطلاعات نادرستي را به جانبداري از اسرائيل در ارتباط با درگيري و مواجهات داخلي در اسرائيل پخش مي كنند .

 

   علاوه بر اين ، اين گروهها در حكومتهاي كشور هاي خود گروههاي نفوذ را در حمايت از اسرائيل تشكيل داده يا مي دهند .

 

  از جمله اين گروههاي نفوذ ، لابي موجود در كنگره آمريكا است (آيپاك) كه در حد قابل توجهي كارايي دارد . لابي گروههاي مذكور كه جانبدار اسرائيل بوده و در كنگره صاحب نفوذ است به قدري بزرگ و قدرتمند است كه هر ساله به واسطه آن 5/5 ميليارد دلار از جانب دولت آمريكا به اسرائيل پرداخت مي شود .

 

( مطالب بعدي در همين رابطه : آيپاك – مسيحيت صهيونيسم – لوتر و تشكيل پرو تستان – هزاره گرايي – روياي يوحنا – تاريخچه صهيونيسم مسيحي – لاهوت عهد قديم - و ...)  

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در جمعه 31 شهریور1385 و ساعت 12:43 |

جشن بزرگ پيروزي حزب الله

اين جشن بزرگ ، روز جمعه ۳۱/۰۶/۱۳۸۵ ، ساعت ۱۶ به وقت تهران آغاز مي شود.

 مكان اين مراسم در خيابان جاموس ( در غرب اتوبان شهيد سيد هادي نصر الله ) در ضاحيه بنا شده است .

لازم به ذكر است شبكه المنار لبنان و شبکه دوم سیما به طور مستقيم برنامه را پخش كرده و نیز همين برنامه روز شنبه از شبكه دوم سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش خواهد شد . 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در پنجشنبه 30 شهریور1385 و ساعت 9:37 |

آنجا كه هرتصل خطا كرد .

 

 

 

  اواخر ماه آ‌گوست در شهر بال (سوييس) جشنی به مناسبت صدمين سالگرد اولين كنگره‌ی جهانی صهيونيست‌ها بر‌گزار شد - ‌با عنوان تاريخچه‌ی موفقيت‌آميز صهيونيسم از زمان هرتصل تا به امروز‌. اين جشن هم به پايان رسيد‌. وقت آن رسيده كه از خودمان بپرسيم‌: آيا اسراييل واقعا موجود‌، واقعا همان كشور يهوديان است كه تئودور هرتصل در نظر داشت‌؟

  با تراژيك‌ترين خطای هرتسل شروع كنيم‌: هرتسل می‌خواست كشوری بنا كند تا يهوديان را از تعقيب و نابودی نجات دهد‌. اما زمانی به اين ايده عينيت بخشيده شد كه ديگر برای شش ميليون انسان دير شده بود‌. تاسيس كشور اسراييل در سال 1948 تنها ثمره‌ی مهاجرت‌ها و مبارزات زيرزمينی نبود‌؛ مصوبه‌ی سازمان ملل مبنی بر اين كه بخشی از فلسطين را به يهوديان بدهند‌، غرامتی بود برای وجدان ناراحت جهان به خاطر قربانيان هولوكاست‌.

  دومين خطای اساسی هرتصل ريشه در ايدئولوژی دوران او‌- كولونياليسم‌- دارد‌. زمانی كه هرتصل صهيونيسم را طرح ريخت‌، به اين فكر نكرده بود كه «كشور يهوديان» در كجای جهان بايد به تحقق بپيوندد‌. برای او بيش‌تر مهم بود که برای يهوديانِ مورد تهديد پناه‌‌گاهی سازمان دهد‌، تا آنان از خطر قتل‌عام و يهودی‌كشی در امان باشند‌. اين مكان می‌توانست آرژانتين باشد يا او‌گاندا و يا فلسطين‌. فلسطين به خاطر جای‌‌گاه مذهبی ويژه‌اش‌، از نظر هرتصل الويت داشت‌. اما اين ژورناليست اتريشی ‌چيز زيادی درباره‌ی اين خطه‌ی دور‌دست نمی‌دانست‌. در اولين كنگره‌ی جهانی صهيونيست‌ها در سال 1897 اطلاعات او درباره‌ی منطقه و ساكنين آن‌، دست دوم بود‌، كه از طريق دكتری در اورشليم به دست آورده بود‌. هرتصل اين ‌گزارش‌ها را در دفتر يادداشت روزانه‌ی خود با ساده‌نگری خاصی تفسير كرده بود‌: « او ‌چيزهای بسيار جالبی از سرزمين فلسطين برايم تعريف كرد‌. فلسطين بايد كشور فوق‌العاده‌ای باشد» ‌. و در ادامه ابراز خوش‌حالی می‌كند كه نظر عرب‌ها نسبت به يهودی‌ها مثبت است‌: « بين عرب‌ها و كردها ما از محبوبيت برخورداريم‌. در موارد دعوا و نزاع‌، عرب‌ها ديگر به جای اين‌كه پيش يك قاضی ترك بروند‌، يك يهودی را برای قضاوت انتخاب می‌كنند»‌.

  پايه‌‌گذار صهيونيسم مدرن از اين نقطه حركت كرده بود كه رابطه با مردم عرب فلسطين در تعادل و هم‌آهنگی طی خواهد شد‌. او معتقد بود كه ‌چون عرب‌ها در شرايطی فقيرانه و بدوی به سر‌می‌برند‌، از سرازير شدن يهوديان به آن‌جا خوشنود خواهند شد و يهوديان در اين منطقه‌ی لم‌يزرع و بی‌ثبات تمدن غربی را رواج می‌دهند‌. منتها هرتصل فكر نمی‌كرد كه «كشور يهوديان» روی شانه‌های ملتی ديگر ساخته شود‌. بی‌توجهی هرتصل در قبال عرب‌ها‌، هم‌‌چنين وقتی آشكار می‌شود كه نظری به ديپلماسی‌اش بيفكنيم‌. او برای به دست آوردن كشور يهودی‌اش با عثمان‌ها‌، آلمانی‌ها‌، انگليس‌ها‌، روس‌ها‌، ايتاليايی‌ها و حتا پاپ اعظم ديدار كرده بود‌، اما به فكرش نرسيده بود با صاحب‌نفوذان عرب ‌گفت‌و‌‌گو كند‌. اين قدرت‌پرستی كه بايد از ديد عرب‌ها به مثابه‌ی تكبر استعماری جلوه كرده باشد‌، بازتاب دقيق و كاملی‌ست از دوران امپرياليسم اروپايی‌، كه « بومي»‌‌ها را به عنوان طرف مذاكره به رسميت نمی‌شناخت‌.

  مسلما هرتصل اقليت عرب را در كشور يهودی در نظر ‌گرفته بود و ايمان داشت سياست‌مداران يهودی رفتاری نيك با آنان پيش خواهند ‌گرفت‌. اما به اين مسئله فكر نكرده بود كه شكل‌‌گيری صهيونيسم سياسی زمينه‌های پيدايش ناسيوناليسم خشن فلسطينی را هم فراهم خواهد ساخت‌. و رويای هرتصل مبنی بر اين كه كشور يهودی در صد سال اول موجوديت‌اش از ارتش بی‌نياز خواهد بود‌، نيز به وقوع نپيوست‌.

  هرتصل هم‌‌چنين به ويژه‌‌گی‌های «كشور يهوديان» ‌اش نينديشيده بود‌. بنيان‌‌گذار صهيونيسم مدرن‌، رويای كشوری دموكراتيك و سكولار را در سر داشت‌. برای او مسلم بود كه در صهيون دولت و مذهب بايد كاملا از هم جدا باشد و فكر می‌كرد می‌تواند «خاخام‌ها را در معابدشان نگه دارد» ‌، ‌چرا كه معتقد بود دخالت مذهبی‌ها در سياست‌، ‌چه در عرصه‌ی داخلی و ‌چه در عرصه‌ی خارجی مشكل ايجاد می‌كند‌. هرتصل اين نكته را به درستی تشخيص داده بود‌: امروزه در اسراييل جزم‌‌گرايی مذهبی در حال پيشروی‌ست و معلوم نيست كشور يهوديان‌، « نيو‌يورك» را به عنوان سرمشق خواهد بر‌گزيد يا « تهران» ‌. «جنگ فرهنگي» داخلی اسراييل هنوز به اين سوآل پاسخ نداده است‌.

  تئودور هرتصل رويای يك كشور مدرن را در سر می‌پروراند‌، سرزمينی برای همه‌ی يهوديان‌، در هم‌زيستی مسالمت‌آميز با هم‌سايه‌‌گان‌. ا‌گر هرتصل‌، كه امروزه عكس‌اش در هر اداره‌ی اسراييل آويزان است و خيابان‌ها و مدارس و حتا يك شهر را به اسم او نام‌‌گذاری كرده‌اند‌، اسراييل امروز را می‌ديد‌، ‌چه می‌‌گفت‌؟ او حتما خوش‌حال می‌شد كه اين كشور وجود دارد‌؛ ‌چه‌‌گونه‌‌گی اين كشور ، اما كم‌تر او را خوش‌حال می‌كرد‌. شايد هم او اين را حدس می‌زد‌، كه سه هفته قبل از مر‌گ‌اش خطاب به همرزمان صهيونيست‌اش نوشت‌:  پس از مر‌گ من حماقت نكنيد‌.

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در پنجشنبه 30 شهریور1385 و ساعت 9:20 |
 

به نام خدا ُ اولین مربی انسانها

 

اقالیم قبله آمد ...

۲۹/۰۶/۱۳۸۵

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در چهارشنبه 29 شهریور1385 و ساعت 3:47 |

Powered By
BLOGFA.COM