تبليغاتX
اقـاليم قبـله

 

آرماگدون: تدارک جنگ بزرگ

 

اتحاد پنهانی میان اسراییل و مسیحیان دست راستی آمریکا
اشاره:
این نوشته بخشی از کتاب «تدارک جنگ بزرگ» است که در سال 1989 توسط «گریس هال سل»، نویسنده آمریکایی، به رشته تحریر در آمده است.
------------------------------------------------

حمله اسرائیل به لبنان

 

نبرد هارمجدّون
از سال 1980، اين عادت در من پيدا شده است كه هر يكشنبه، برنامه «ساعت بشارت انجيل كهن» فال ول را در تلويزيون بگيرم.
براى آنكه مطالب بيشترى درباره خداشناسى هار مجدون فال ول بدانم؛ و دريابم كه پيروانش تا چه اندازه مانند خودش فكر مى‏كنند، در سال 1983، در گشت مسافرتى به سرپرستى او به سرزمين قدس، نام نويسى كردم.
من يكى از 630 نفر مسيحى‏اى بودم، كه ...

 


به ادامه مطلب مراجعه کنید
+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در یکشنبه 23 مهر1385 و ساعت 17:20 |

 

شروع ثبت نام دوره کارگاهی

صهیونیسم و جهان اسلام

 

این دوره به مدت یک هفته شبانه روز ، خارج از تهران برگزار می شود.

لازم به ذکر است این دوره توسط جنبش حمایت از قدس شریف بر پا خواهد شد .

www.boraq.ir  براق 

 

ثبت نام : ۱۵ الي ۳۰ مهر ماه

زمان دوره : ۲۳ الي ۳۰ آبان ماه

۸۸۳۲۰۶۶۷

به امید آزادی قدس ...

 

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در دوشنبه 17 مهر1385 و ساعت 2:0 |

 

درآمدی بر اهداف و سياست های جنبش صهيونيسم

 

تئودور هرتصل  

   صهيونيسم جنبشی سياسی و هدف آن جذب يهوديان و فراهم کردن زمينه های مهاجرت آنها به فلسطين است تا بدين وسيله دولتی يهودی به عنوان نماد فرهنگ و دين يهود تشکيل دهند و مشخصه بارز آن نژادپرستی يهودی باشد. اين جنبش در اواسط قرن نوزدهم ميلادی به رهبری تئودور هرتصل فعاليت خود را آغاز کرد. اهداف صهيونيسم در تأسيس وطنی ملی برای يهوديان خلاصه می شود. آنها در کنفرانس بال در آغاز سال ۱۸۹۷ م. فلسطين را به بهانه اين که در برهه ای از زمان در آن زيسته اند، انتخاب کردند. جنبش صهيونيسم عملاً موفق شد که حکومتی خارجی در قلب سرزمين های عربی يعنی در فلسطين تشکيل دهند و بيش تر ساکنان اين سرزمين را آواره کنند. صهيونيست ها همچنين موفق شدند حمايت بيش تر اعضای سازمان ملل را کسب کنند و پس از به رسميت شناختن دولت عبری به وسيله اين کشورها نوعی مشروعيت بين المللی کسب کردند. پس از فروپاشی خلافت عثمانی و کناره گيری ترکيه از جهان عرب و اسلام، فلسطين تحت قيمومت انگلستان درآمد و پس از انتقال مرکز ثقل صهيونيسم جهان به بريتانيا تعدادی از صهيونيست ها به مناصب عالی از جمله عضويت در کابينه دولت انگليس و پارلمان اين کشور رسيدند و بالفور وزير امور خارجه وقت انگلستان با صدور بيانيه معروف خود بخشی از فلسطين را به صهيونيست ها بخشيد. اين چنين دولت اسرائيل در ۱۵  مه ۱۹۴۸ درست زمانی که نيروهای بريتانيای فلسطين را ترک کردند، تشکيل شد.

   رويکرد نژادپرستانه بخش آموزش رژيم صهيونيستی

   يهوديان معتقدند که همه مردم جهان به آن ظلم کرده اند به اين علت کينه کليه ملت ها به ويژه عرب ها را به دل گرفته اند. صهيونيست ها بر اين باور هستند که ملت های عرب سرزمين آنها را سلب و نهب کرده اند. دکتر مارتا هيلر استاد دانشگاه حيفا در رابطه با سرشت انسان اسرائيلی می گويد:

   حرص و طمع و بلندپروازی خصيصه اصلی اسرائيلی هاست، اين خوی انسان اسرائيلی را بر آن می دارد تا خود را از ساير ملل متمايز سازد. اين مسأله از دوگانگی ريشه دار ميان مطلوب و موجود و اصطکاک هويت و ماهيت حکايت دارد. هيلر در پايان اين سؤال را مطرح می کند که آيا احساس گناه و از خود بيزاری انسان اسرائيلی عامل اساسی سوق دهنده وی برای يافتن هويتش است؟

   خصوصيات شخصيتی انسان اسرائيلی

۱  
ـ تعصب: عامل تعصب ورزی يهوديان نشأت گرفته از انديشه خودبرتر بينی و مبرا دانستن خود از هر گناهی است. تا جايی که آنها نه تنها خود را نابغه می پندارند بلکه معتقدند که امت برگزيده خداوند هستند

۲  
ـ عزلت و انزوا طلبی: همچنين مشخصه ديگر شخصيت انسان اسرائيلی عزلت گزينی و انزوا طلبی و احساس مظلوميت است. همين امر آنها را واداشت که در قالب نابغه و صاحبان مذاهب و افکار و اختراعات و تکنولوژی به جبران گذشته بپردازند

۳  
ـ پيمان شکنی: اين صفت خصيصه بارز ملت يهود است. در بيش تر کتب آسمانی به خصوص در قرآن کريم به اين نکته اشاره شده است و واقعيت موجود نيز بر آن صحه می گذارد. توافق نامه های بسياری با آن ها منعقد شد و آن را نقض کردند. اگر به سيستم آموزشی اسرائيل به عنوان معرف هويت يهودی نگاهی بياندازيم، متوجه می شويم که برنامه های تربيتی مراحل مختلف آموزشی يهوديان از سه عامل ذيل نشأت می گيرد:

۱  
ـ خصلت، فلسفه، ارزش ها، اهداف و شرايط اقتصادی و اجتماعی جامعه صهيونيست و بلندپروازی ها و طرح های توسعه فراگير

۲  
ـ خصوصيات روحی و ضروريات رشد و نموی دانش آموختگان صهيونيست.

۳  
ـ گرايش های تربيتی معاصر.

   اگر بخواهيم که با برنامه های نهادهای دانشگاهی رژيم صهيونيستی آشنا شويم بايد مسائل مذکور را در نظر بگيريم..

   جامعه اسرائيلی در فلسطين اشغالی

   ترکيب اجتماعی جامعه اسرائيلی در فلسطين اشغالی آميخته ای از موارد متناقض است. به گونه ای که به عدم همگرايی مشهور است. جامعه رژيم صهيونيستی آميخته ای از بنيانگرايان، فرهنگ ها، گرايش ها، آداب و رسوم متناقض و مختلف است و اين مسأله يک نوع چندگانگی اجتماعی و فرهنگی در درون اين جامعه ايجاد کرده است. علاوه بر يهوديان، ساکنان اصلی اين سرزمين نيز در جامعه رژيم صهيونيستی حضور دارند که اين امر بر پيچيدگی بافت اجتماعی اسرائيل افزوده است. يهوديان اسرائيل به دو گروه بزرگ و نزديک به هم از لحاظ جمعيت و مختلف از نظر جايگاه اجتماعی تقسيم می شوند. هر گروه نيز بنا به طبيعت کار و محل مهاجرت (کشور متبوعش ( به مجموعه های کوچک تقسيم می شود. رويکردهای جامعه اسرائيلی بافت اجتماعی، اهداف و وسايل تحقق بخشيدن به آنها و چگونگی آموزش آنها به کودکان يهودی در مراحل مختلف آموزشی به صورت غير مستقيم را نشان می دهد. برای شکافتن بيش تر اين موضع بايد گفت که جامعه اسرائيلی جامعه ای نژادپرست و متشکل از يهويان تندرو کشورهای مختلف جهان است که در فلسطين گرد هم آمده اند. صهيونيست ها با اشغال فلسطين در ايجاد اين جامعه و توسعه آن موفق شدند و دولتی پيشرفته و دارای توانايی های مادی و معنوی تأسيس کردند.

   از جمله ويژگی های اساسی اقتصاد رژيم صهيونيستی

۱  
ـ گستردگی علی رغم جمعيت اندک ساکنان اسرائيل.

۲  
ـ تکيه بر جذب نيروی انسانی و اموال.

   رژيم صهيونيستی با تحقق اين مهم اکنون زرادخانه های اتمی خطرناک و پيشرفته ترين سلاح های نظامی را در اختيار دارد. اين پيشرفت نيز به علت توجه جامعه صهيونيستی تکنولوژی پيشرفته و نهادهای علمی حاصل شد. علاوه بر آن ميانگين رشد اقتصادی رژيم صهيونيستی در سال ۱۹۹۲ م. سه برابر رشد اقتصادی مصر بود. علت اين تفاوت فاحش نيز به تکيه اقتصاد دولت عبری يه تکنولوژی پيشرفته و عقب ماندگی مصر در اين زمينه باز می گردد، چرا که اقتصاد مصر بر تکنولوژی ساده استوار است. در واقع پيشرفت اقتصادی دولت عبری مرهون کمک های مالی پياپی و وام های دريافتی از آمريکاست و خود دولت آمريکا نقش مهمی در اين راستا ايفا می کند. کمک های هنگفت سازمان های خصوصی نيز نقش مؤثری در اين زمينه داشته اند. از سوی ديگر، کمک های ۵۲ ميليون دلاری ساليانه آمريکا از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۵ در نيمه اول دهه هشتاد به ۹/۲ ميليارد دلار رسيد و اين مسأله تأثير شايان توجهی در شکوفايی اقتصاد دولت عبری داشت. اسرائيل اين کمک ها را ناچيز قلمداد کرده و حتی آريل شارون در نشست کابينه خود می گويد:«ايالات متحده آمريکا ۷۰ ميليارد دلار به علت خدماتی نظامی اسرائيل به نيروهای آمريکايی به اين کشور بدهکار است

   جامعه اسرائيلی بر ضرورت تمسک به سرزمين و محافظت از آن بسيار تأکيد دارد. آنها از عرب ها به علت فروش زمين هايشان بيزارند. البته علت فروش اندک زمين ها به يهوديان در فلسطينی به سياست های صهيونيستی انگليس در آن دوره باز می گردد. صهيونيست ها با تمسک به انديشه های سرطانی و شيطانی خود در پی سيطره بر اراضی فلسطين بدون خريدن آنها و ارتکاب کشتارهای دسته جمعی برآمدند و به اقدامات وحشيانه و ددمنشانه ای عليه فلسطينيان دست زدند و زمين های را که تصرف و مصادره می کردند، نمادی از عقيده دينی يهوديان می دانستند. از اينجاست که مهم ترين هدف رژيم صهيونيستی محافظت از زمين های اشغال شده و چنگ زدن به آنها و جنگ برای تصرف هر چه بيش تر زمين بود. جامعه صهيونيستی به شدت از زبان عبری و ميراث يهودی پاسداری می کند. صهيونيست ها تأکيد زيادی روی يادگيری اين زبان حتی قبل از رفتن به مدرسه دارند به گونه ای که کتاب های درسی به اين زبان نوشته می شود و جايگاه مهمی را در مدارس و مراکز آموزشی به خود اختصاص داد. کودکان صهيونيست در مهد کودک و در اردوها و ديگر فعاليت ها مجبورند که به زبان عبری تکلم کنند تا به سرعت آن را ياد بگيرند. زبان عبری در جامعه صهيونيست تنها زبان دين و وسيله ای برای مخاطب قرار دادن و ايجاد ارتباط با ديگران نيست بلکه عامل ايجاد وحدت و عمق بخشيدن به روابط اجتماعی و حس وطن دوستی در ميان صهيونيست هاست.

   اگر رژيم صهيونيستی برای احيای زبان عبری تلاش می کند و به ميراث يهود و عقايد پوشالی و باطل خود متمسک است، به طريق اولاتر بايد عرب ها بر زبان نوشتاری عربی محافظت و آن را ترويج کنند. اکنون لهجه های محلی در ميان عرب ها رواج دارد و به ندرت با زبان قرآن تکلم می شود. همچنين رژيم صهيونيستی به آموزش زبان های ديگر در مدارس و مراکز آموزشی توجه زيادی می کند و آن را عامل اصلی شناخت فرهنگ و چگونگی ارتباط با تمدن غرب می داند. اين رژيم از فرهنگ غرب و شيوه های تربيتی در کشورهای غربی به عنوان يکی از راهکارهای مناسب برای پشتيانی از فرهنگ خود استفاده می کند. همچنين نهادهای اجتماعی صهيونيست ها توجه قابل ملاحظه ای به گسترش روحيه نظامی گری در ميان نوجوانان و جوانان می کنند. رژيم صهيونيستی از علم به عنوان وسيله ای جهت تحقق هدف مهم و اساسی خود در توسعه و پيشرفته کردن توانايی های نظامی استفاده می کند و با تکيه بر پشتوانه نظامی خود هميشه آماده نبرد است و در اين راستا دائماً خود را در زمينه های مختلف آماده می کند و به ترويج روحيه جنگ آوری و تجاوزگری در ميان جوانان مباردرت می ورزد و از تمام امکانات برای يکپارچه کردن جامعه اسرائيلی و جلب حمايت آنها از فعاليت های نظامی بهره می جويد. در حالی که کشورهای عربی به دنبال راه های مختلف برای ايجاد تفرقه در ميان ملت های عرب و ترويج روحيه نوميدی در ميان جوانان و نوجوانان هستند. يهوديان متخصص در زمينه های متعدد از وقتی که وارد فلسطين شده اند با درک اهميت زياد مهارت های شغلی به آموزش آنها می پردازند و ارزش بسزايی برای پيشرفت و کار جهت تحقق اهداف خود قائل هستند. آنها متأثر از افکار هارون ديويد گوردن و سازمان های آموزش فنی حرفه ای در اسرائيل مانند سازمان های ذيل هستند

۱  
ـ سازمان امل

۲  
ـ سازمان نعمات.

۳  
ـ سازمان بازآموزی شغلی.

۴  
ـ سازمان هداسا.

۵  
ـ سازمان ويزو.

۶  
ـ سازمان زنان مزراحی

۷  
ـ سازمان جوانان فعال.

ترجمه از روزنامه الشرق قطر

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در پنجشنبه 13 مهر1385 و ساعت 4:49 |

 

 

اي سرزمين پيامبران ،

اي مامن نجواي فرشتگان ،

اي سرزمين آزادگان و مجاهدان ،

اي فلسطين جاودان ...

 

مسجد الاقصی 

اين مسجد الاقصي تو است كه زير چكامه هاي دشمن دون و خط هاي آبي باطل ، نظاره گر مردمان آزاده و مسلمان است ، و چه مظلومانه و غريبانه مي نگرد .

اين مسجد الاقصي تو است ، نه هيكل سليمان كذابان هزاره جور .

 

ما مي آييم ...

 

به همه پيامبران ، به نجواي همه فرشتگان ، و به همه آزادگان و مجاهدان قسم ،

 

كه ما در راهيم ...

 

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در سه شنبه 11 مهر1385 و ساعت 0:41 |

 

     فتح جهان    

      با دروغي به نام کوره يهودي سوزي     

 

 

دیوار براق 

 

 

   طرح جدي «مظلوميت يهود» از مهمترين سياستگذاري هاي فرهنگي و هنري امروز در تمدن جهودزده غرب است.
   همان گونه که مسلمانان در طول تاريخ ، شهيدان مظلوم خود را دارند و از حماسه آفريني هاي عظيم ايشان نيرو مي گيرند ، يهوديان نيز براي خود «هولوکاست» - يعني ماجراي کذب قتل عام 6ميليون يهودي در اتاقهاي گاز و سوزاندنشان در کوره هاي آدم سوزي - را ساخته اند! کارکرد هولوکاست به جهات سياسي و فرهنگي شبيه سازي شده اي اين چنين است ، با اين تفاوت اساسي که هولوکاست آن گونه که يهوديان صهيونيستي چون اسپيلبرگ در فيلم «فهرست شيندلر» روايت مي کند ، يکسره دروغين و تحريف شده است.
   صهيونيسم جهاني براي تثبيت هولوکاست ، اهميت سياسي فوق العاده اي قائل است و دقيقا از همين رو تنها نويسندگاني برنده نوبل مي شوند که اراداتي خالصانه و صادقانه نسبت به صهيونيسم و ماجراي دروغين قتل عام ۶ ميليون يهودي ابراز داشته باشند. جايزه ادبي نوبل ۲۰۰۲ ميلادي ، به يک يهودي مجارستاني به نام «ايمر کرتس» داده شد. در خبرها آمده بود ، کرتس در آثارش به ارائه بازتابي از واقعيت يهودکشي نازيسم پرداخته است.
   همچنين نکته ديگري که توجه نگارنده را به خود جلب کرد، حضور «الي ويزل» عنصر فعال فرهنگي و سياسي صهيونيسم ، در مراسم اهداي جايزه ادبي نوبل ۲۰۰۲ بود. کرتس جايزه خود را از دست ويزل دريافت کرد. مي دانيم که در دوران معاصر جوايز مشهور جهاني نظير نوبل (در بخشهاي گوناگونش) ، عمدتا با اهداف سياسي نثار برگزيدگاني شده است که در جهت سياستگذاري هاي کلان استکبار به نقش آفريني پرداخته اند. به عنوان مثال درک والکوت ، برنده نوبل ادبيات ۱۹۹۲ ميلادي کشتار يهوديان را در جريان جنگ جهاني دوم ، مهمترين حادثه قرن بيستم مي داند و مي گويد: «به نظر مي رسد که از اين واقعه درس لازم را نگرفته ايم ، چون برخي مواقع مي کوشيم آن را انکار کنيم». در اينجا مي خواهيم اندکي به زمينه هاي سياسي مطرح شدن کرتس بپردازيم.
   گفتني است که اين نويسنده مجارستاني در کشور خويش هم چندان مطرح نيست و براي خوانندگان انگليسي زبان نيز نام شناخته شده اي نيست.
   پس چرا ناگهان و يکشبه چنين فردي مطرح و آثارش ترويج مي شود؟ براي آشنايي بيشتر با ماجراي انتخاب چهره اي چون کرتس بايد دو مجارستاني ديگر را نيز بشناسيم : يکي «لوئيس مارشالکو» و ديگري «ويزل». اولي نويسنده اي است که مخالفت با «هولوکاست» و افشاي دسيسه هاي يهوديان سلطه جو او را در لابه لاي پرده هاي گمنامي پوشانده و ديگري روزنامه نگار و داستان نويسي است که توان خود را صرف تبليغ و ترويج دروغ هولوکاست کرده و از اين راه به شهرت ، ثروت و اقتدار فراواني دست يافته است

   مارشالکو
   لوئيس مارشالکو ، نويسنده و محققي است علي القاعده مجارستاني و قطعا مسيحي.
مارشالکو در سال ۱۹۵۸  ميلادي به زبان مجاري کتابي نوشته که به انگليسي ترجمه و توسط باشگاه کتاب مسيحي در اروپا منتشر شده است.
   در ترجمه فارسي اين کتاب «فاتحين جهاني (جنايتکاران حقيقي جنگ)» ، به نکاتي بس خواندني برمي خوريم که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مي کنيم
*
تمدن جديد از لحاظ سياسي تحت حکومت و اداره ، و از لحاظ اقتصادي در کنترل افرادي است که در مناصب کليدي قرار دارند. امروزه ميزان نفوذ و تاثير کساني که در اين پستهاي حساس و کليدي هستند يقينا از فرمان روساي دولت کشورها و يا مصوبات و قطعنامه هاي پارلمان هاي مختلف بيشتر است.
   يهوديان از دير باز خوب مي دانستند که چگونه اين مناصب کليدي را حفظ کنند و در اشغال خود نگه دارند و نيز اين که چگونه از آنها استفاده کنند تا بتوانند قدرت سياسي را در قبضه خويش درآورند و يا اين که از پشت صحنه بر مقدرات کشورها حکومت رانند.» مارشالکو در ادامه به ارائه آماري از اوضاع اقتصادي امريکا در آغاز جنگ جهاني دوم مي پردازد و مي گويد: تعداد ۴۴۰ خانواده از ثروتمندترين خانواده هاي امريکايي که يهودي نيستند جمعا مبلغ ۲۵ ميليارد دلار ثروت دارند ؛ در حالي که يک مشت يهودي امريکايي داراي ثروتي معادل ۵۰۰ ميليارد دلارند.
*
اکثر قوم يهود از کشته هاي خويش در جنگ جهاني دوم به سوئاستفاده سياسي و مالي پرداختند؛ «تجارت خوبي به راه انداختند و از آنها در جهت خدمت به هدف سلطه جهاني خويش بهره برداري کردند.» مارشالکو در ادامه به يک بررسي جالب دست مي زند و بر مبناي شواهد متعدد آماري نشان مي دهد: اين پيشفرض که تلفات يهوديان بين ۵ تا ۶ ميليون نفر بوده است کاملا مهمل و بي اساس است . حداکثر تعداد قربانيان قابل تصور از مرز يک تا يک و نيم ميليون نفر تجاوز نخواهد کرد؛ چرا که اصلا بيش از اين تعداد يهودي در دسترس هيتلر يا هيملر نبوده است.
   از اين رو مي توانيم منطقا فرض کنيم که تعداد واقعي تلفات به مراتب کمتر از اين ارقام بوده است.مارشالکو مي افزايد:«[در بالاترين سطح ممکن ، تعداد يهوديان جان باخته را نمي توان بيش از ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفر دانست.
   اما در مقايسه با اين ، ملل مسيحي تلفات به مراتب بيشتري را متحمل شدند]. اجازه دهيد ملت کوچک مجارستان را در نظر آوريم که کل جمعيت آن شايد از تعداد يهوديان امروز بيشتر نباشد. تعداد قربانيان جنگ مجارستان ، چه آنهايي که در بمباران هاي هوايي مرده بودند و يا اين که در اردوگاه هاي مرگ سيبري از گرسنگي جان باخته اند و يا يخ زده باشند، حداقل به رقم يک ميليون نفر مي رسيد». چرچيل گفته است که «دو جور دروغ داريم : يکي دروغ هاي بي شرمانه و يکي هم ارائه آمار و ارقام » اما اين دروغ هاي يهوديان ، آن هر دو نوع را شامل مي شود. اين دروغ ها براي يهوديان اهل سلطه ، منافع فراوان مالي و سياسي به همراه داشته است : به لحاظ مالي صهيونيست ها تاکنون ميلياردها دلار به عنوان غرامت از کشورهاي اروپايي دريافت کرده اند و از نظر سياسي نيز درباره مظلوميت اسرائيل و صهيونيست ها تبليغات بسياري کرده اند.
*
مارشالکو درباره اتاقهاي گاز و کوره هاي آدم سوزي هم اسناد جالبي ارائه مي کند. از جمله اين اسناد مقاله اي از «شم» روزنامه زيرزميني ناسيوناليست هاي يهودي فرانسه است که در ۸ ژوئيه ۱۹۴۴  درباره وضعيت ۹ اردوگاه از اردوگاه هاي نگهداري و توقيف يهوديان در آلمان توضيح مي دهد. در اين گزارش ، حتي يک کلمه هم بحثي از قلع و قمع يهوديان يا سوئرفتار با آنان نيست.
   در اين گزارش همچنين هيچ حرفي از اتاقهاي گاز، اردوگاه هاي مرگ و يا بچه کشي به ميان نمي آيد. درست در نقطه مقابل آن ، گزارش شم مي گويد که [بچه هاي ۲ تا ۵ ساله را به کودکستان هاي مختلف برلين مي فرستادند تا از کمکهاي ويژه اي برخوردار شوند]. مارشالکو توضيح مي دهد که چگونه زير نظر يهوديان در پايان سال ۱۹۴۵ ميلادي ، اردوگاهي چون «داخو» مورد تخريب و بازسازي هدف دار قرار گرفت.
   او مي نويسد: «قبل از هر چيز منظره زيباي سرسبز و بستان گونه اردوگاه بايد به کلي تخريب مي شد؛ چون براي سينماروهاي امريکايي پذيرش اين امر که يهوديان را در دل باغ و بستان و بستري از گل و گياه شکنجه مي کردند، کار مشکلي بود ، بويژه وقتي آنها را به سينماها کشانده بودند تا صحنه هاي مخوف و ترسناک (اردوگاه ها) را نشانشان دهند. از اين رو به کارگران جديد اردوگاه دستور دادند مثلا يک گودال خون که لوله اي از آن به خارج مي رفت بسازند تا طوري به نظر آيد که از اين گودال ، خون يهوديان از طريق آن لوله تخليه مي شده است.
   محوطه استحمام زنداني ها ، اتاق رخت کني آنها و محوطه هاي ورودي ، تماما بايد بازسازي مي شدند تا به صورتي درآيند که به کوره آدم سوزي اي که يهوديان ادعا مي کردند ، شبيه باشند ...

 

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در یکشنبه 9 مهر1385 و ساعت 3:49 |

 

سومین دوره کارگاهی صهیونیسم و جهان اسلام

 

 باز هم سلام .

قرار بود خبر هایی را در مورد دوره سوم کارگاه صهیونیسم و جهان اسلام بدهم.

به امید خدا ، فراخوان نزدیک است .

به قول معروف ، کارگران مشغول کارند !

اما برای این بار ، چند عنوان مورد بحث دوره سوم را بیان می کنم . لازم به ذکر است مطالب دو دوره گذشته ، در مرحله مقدماتی دوره سوم ارائه می شود که خود حدیثی مفصل است .

اشغال ـ گروهها و رهبران فلسطینی ـ مسیحیت پروتستانتیزم ـ یهود و مسیحیت صهیونیسم ـ رهبران اوانجلیک ـ هیکل ـ قدس و آخر الزمان ـ یهودی سازی قدس ـ انقلاب اسلامی ـ حزب الله و لبنان ـ سینما و صهیونیسم ـ افسانه ها ـ جایگاه کنونی یهود ـ مدیریت آخر الزمان و ...

منتظر فراخوان دوره سوم باشید ...

ضمنا ما را از ارائه هر گونه نظری بهره مند سازید .

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در شنبه 8 مهر1385 و ساعت 6:16 |

 

ساختار تشكيلاتي موساد

 

 

   سازمان موساد ، كه مسئوليت جمع آوري اطلاعات انساني، عمليات مخفي و ضدتروريسم را برعهده دارد ، تمركز خ