صهيونيزم مسيحي چيست ؟ (2)
بنياد هاي دين شناختي صهيونيسم مسيحي
شايد فهم و درك حمايت گروههاي مسيحي بنيادگرا از يك دولت يهودي و اشتياق وافر آنها به اين دولت در مرحله اول ممكن نباشد . علت حمايت آنها از چنين دولتي ، تفاسيري است كه از كتاب مقدس به عمل آمده است .
آنها معاني ادبي اي را كه در كتاب مقدس موجود است را به مثابه كلام خداوند مقدس مي دانند و از پيشگويي جنگي بزرگ در كتاب ياد مي كنند كه آن را جنگ آرماگدون مي خوانند .
به گفته خداوند ! اين جنگ در صحراي مگيدو در اسرائيل امروزي به وقوع مي پيوندد .
جنگ آخر يا نبرد آرماگدون ، تنها پس از گردهمايي و استقرار يهوديان به عنوان ملت در قلمرو ارض موعود به وقوع خواهد پيوست .
گروههاي مسيحي كه ذكر آنها در بخش اول رفت ، يهوديان را تنها بندگان برگزيده خداوند قلمداد مي كنند و اعتقاد دارند كه خداوند سعادت دنيا را به يهوديان و سعادت اخروي را به مسيحيان عطا مي فرمايد . چراكه اين وعده خداست بر آنها و به دليل سعادت اخروي اي كه نصيب آنها مي شود ، خود را مسيحيان از نو زاده شده مي دانند و معتقدند كه آرماگدون را نخواهند ديد و هيچ گونه دردي ناشي از اين دوره را تحمل نخواهند كرد .
آنها معتقدند در اين جنگ ، خداوند آنها را به آسمانها مي برد و اين رخداد را Rapture به معني خوشي و شادماني بي حد و حصر مي نامند و معتقد هستند اين حال فقط منحصر به مسيحيان است !
اين دكترين را هزاره گرايي مي نامند . چراكه در تورات به وقوع اين جنگ در هزاره سوم اشاره مي شود . ( يا اين كه چنين تفسيري از آن بر مي آيد . )
مطلبي كه بسيار مورد توجه است اين كه ، عيسي مسيح از آسمانها به زمين مي آيد و دجال را از بين مي برد و پس از آن پادشاهي هزار ساله خود را بر عالم ، شروع مي كند .
بدين ترتيب چرايي علاقه مسيحيان صهيونيست بنياد گرا به اسرائيل و آغاز سريع جنگي كه خود زمينه باز گشت مجدد مسيح را فراهم خواهد ساخت ، روشن مي گردد. مطلبي كه بارها و بارها از زبان جنگ افروزان امروز جهاني ، شنيده مي شود . واژه هايي مانند : رويا ، الهام قدسي ، مبارزه با شر و...
گروههاي صهيونيست مسيحي ، معتقد به وجود هفت مرحله گذار در كتاب مقدس هستند و خود را تقدير گرايان مي نامند . و از آن جا كه قبل از جنگ آرماگدون بوده اند و درد و رنج اين جنگ را تحمل نمي كنند و از اين جنگ دور نگه داشته مي شوند ، خود را بخشوده شدگان مي نامند .
هفت مرحله :
۱ : بازگشت يهوديان به فلسطين .
۲ : ايجاد دولت يهود .
۳ : موعظه شدن انجيل به بني اسرائيل و ديگر مردم دنيا .
۴ : به بهشت رفتن تمامي كساني كه به كليسا ايمان آورده اند .
۵ : دوران فلاكت كه هفت سال به طول خواهد انجاميد . در اين مرحله مومنان ( منظور يهوديان است !! ) ظلم خواهند ديد ، اما سر انجام صالحان با پيروان دجال به نبرد خواهند پرداخت .
۶ : وقوع جنگ آرماگدون .
۷ : شكست لشكريان دجال و استقرار پادشاهي مسيح . مقر اين پادشاهي در اورشليم ( قدس ) خواهد بود و به وسيله يهوديان اداره خواهد شد .
اين يهوديان يا به مسيح خواهند پيوست و يا مسيحي خواهند شد !
بخشوده شدگان معتقدند كه بعضي از كلمات به كار رفته در مورد دجال كه در بخش هايي از كتاب مقدس آمده است ، باتوجه به ريشه عبري آن ، در انگليسي به مسكو يا روسيه باز مي گردد و چنين تعبير مي شود كه وي از مسكو يا روسيه خواهد آمد .
آنها اعتقاد دارند ، نبرد آرماگدون نبردي با سلاح هسته اي است و آمريكا در اين جنگ همراه اسرائيل است و آمريكا دچار انحطاط اخلاقي شده است .
كتاب « هال ليندزي » با نام « زمين سياره بزرگ مرده » ، تبيين كننده اين مطلب است كه از سوي بخشوده شدگان نوشته شده است و اين تئوري از پر فروش ترين كتاب هاي قرن بوده است .
چند سوال ؛
آيا مسيحيت در اين جا به دنبال جبران سياست هاي آنتي سيميتيك ( يهودي ستيزي ) خود است ؟
آيا مسيحيان از يهوديان برتر اند ؟
آيا يهوديان پيش مرگ و به نوعي سپر بلاي دنيايي واخروي مسيحيان هستند ؟
آيا يهودياني كه اين همه ظلم را تحمل مي كنند ، د رآخر براي ورود به بهشت مسيحي مي شوند ؟
آيا نمي شود يهوديان اكنون تغيير دين داده و مسيحي شوند ، تا آنها هم قبل از جنگ به بهشت عدن بروند و از اين همه مناقشه دور باشند ؟
آيا دياسپورا ( سرگرداني يهود و متفرق شدن آنها ) ، مجازاتي الهي است براي اين كه مسيح را خود كشته اند و به او ايمان نياورده اند ؟
و آيا يهود با اين همه زيركي و لجاجت ، ملعبه دست مسيحيان تحريف گر تاريخ اند ؟
+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در سه شنبه 7 آذر1385 و ساعت
8:16 |