تبليغاتX
اقـاليم قبـله
 

در ادامه آزادی بیان در غرب ،
 این بار در دادگاه آلمان
منتقد هولوكاست به پرداخت جريمه نقدي محكوم شد .!
 
ريچارد ويليامسون / منتقد هلوكاست
 
به نقل از روزنامه آلماني "ولفزبورگرآلگماينه "، "ريچارد ويليامسون " به دليل زير سوال بردن هولوكاست به پرداخت حداكثر 100 يورو متهم شد.
بر اساس اين گزارش "ماتياس لوسمن " وكيل ويليامسون ضمن اعلام اين خبر گفت كه اين حكم قطعي نيست و موكلش مي تواند ظرف 2 هفته آينده به آن اعتراض كند.

لوسمان گفت: درباره اين حكم مسايلي وجود دارد كه نمي‌توان از آنها گذشت و احتمالا ويليامسون (با توجه به آنها) از خود دفاع خواهد كرد.
جرم ويليامسون نقض قانون مبارزه با تبعيض نژادي در آلمان ذكر شده است.

اعلام جرم عليه اين اسقف انگليسي از زماني شروع شد كه وي در يك مصاحبه تلويزيوني در سوئد در اوايل سال جاري ميلادي گفته بود كه وي به هيچ وجه اين موضوع را كه يهوديان در دوران جنگ جهاني دوم در اتاق‌هاي گاز كشته شده اند را باور ندارد.
وي درباره اتاق‌هاي گاز ادعايي گفت: اصلا چيزي به نام اتاق گاز نازي‌ها وجود خارجي نداشته است.

اين مصاحبه كمي پيش از آن انجام شد كه پاپ "بنديكت شانزدهم " حكم تكفير ويليامسون و سه تن ديگر از اسقف‌ها را لغو كرد.
+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در سه شنبه 5 آبان1388 و ساعت 11:57 |
 

آنتي‌وار بررسي كرد
2هدف نتانياهو از پيشنهاد "دولت مستقل فلسطيني "
 
نتانياهو
 
تحليلگر پايگاه اينترنتي آنتي‌وار با اشاره به ساده‌انديشي بخشي از افكار عمومي غرب در قبال پيشنهاد نخست‌وزير صهيونيست درخصوص تشكيل دولتي براي فلسطينيان گفت: اين پيشنهاد داراي 2 منفعت اساسي براي رژيم صهيونيستي است.
 

به ادامه مطلب مراجعه کنید
+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در یکشنبه 4 مرداد1388 و ساعت 0:2 |
 

اعتراف سربازان صهيونيست: ما با شبح حزب‌الله مي‌جنگيديم
 
zionist
 
اعترافات برخي سربازان رژيم صهيونيستي حاضر در جنگ 33 روزه، مانند اين كه "ما با شبح حزب‌الله مي‌جنگيديم "، افشا كننده حقيقت جنگ، وضعيت روحي و اوضاع ارتش رژيمي است كه به دروغ به ارتش شكست‌ناپذير شهره شده بود.
 

به ادامه مطلب مراجعه کنید
+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در شنبه 3 مرداد1388 و ساعت 23:57 |
 

باسلام ...

نمی دانم چه شد ،

اما وقتی دیدارشان میسر شد ،

به دنبال هر چه می خواستم از او یادگاری بگیرم ، در دستان و جیبش چیزی پیدا نشد ...

تسبیح . انگشتر . ساعت ...

اما از زیر عبایش یک قلم برایم ، برای همیشه به یادگاری داد !

وقتی قلم را باز کردم ، فقط کمی جوهر قرمز در آن مانده بود .

کلی خندیدم !

به خودم گفتم این یک نشانه و نماد است !

من این قلم را به فال نیک گرفتم !

او هم همین را می خواست ...

این را چند روز بعد فهمیدم ...  

 ادامه دارد ...

 چند خبر به عربی :

أحمدي نجاد : الصهيونية العالمية هي المظهر الحقيقي للعنصرية // كاتب يهودي : اسطورة الهولوكوست ذريعة‌ تمهّد لهولوكوست حقيقية // صحيفة صهيونية تفنّد مزاعم حول شن حرب علي إيران // «نهرين نت» : وزير الدفاع العراقي ينفّذ مشروعاً خطيراً في وزارته بضغوط أمريكية ! // مسؤول فلسطيني : إسرائيل تبدأ قريبا بتنفيذ اكبر مخطط استيطاني في القدس والضفة

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در سه شنبه 25 فروردین1388 و ساعت 20:47 |

 

     فتح جهان    

      با دروغي به نام کوره يهودي سوزي     

 

 

دیوار براق 

 

 

   طرح جدي «مظلوميت يهود» از مهمترين سياستگذاري هاي فرهنگي و هنري امروز در تمدن جهودزده غرب است.
   همان گونه که مسلمانان در طول تاريخ ، شهيدان مظلوم خود را دارند و از حماسه آفريني هاي عظيم ايشان نيرو مي گيرند ، يهوديان نيز براي خود «هولوکاست» - يعني ماجراي کذب قتل عام 6ميليون يهودي در اتاقهاي گاز و سوزاندنشان در کوره هاي آدم سوزي - را ساخته اند! کارکرد هولوکاست به جهات سياسي و فرهنگي شبيه سازي شده اي اين چنين است ، با اين تفاوت اساسي که هولوکاست آن گونه که يهوديان صهيونيستي چون اسپيلبرگ در فيلم «فهرست شيندلر» روايت مي کند ، يکسره دروغين و تحريف شده است.
   صهيونيسم جهاني براي تثبيت هولوکاست ، اهميت سياسي فوق العاده اي قائل است و دقيقا از همين رو تنها نويسندگاني برنده نوبل مي شوند که اراداتي خالصانه و صادقانه نسبت به صهيونيسم و ماجراي دروغين قتل عام ۶ ميليون يهودي ابراز داشته باشند. جايزه ادبي نوبل ۲۰۰۲ ميلادي ، به يک يهودي مجارستاني به نام «ايمر کرتس» داده شد. در خبرها آمده بود ، کرتس در آثارش به ارائه بازتابي از واقعيت يهودکشي نازيسم پرداخته است.
   همچنين نکته ديگري که توجه نگارنده را به خود جلب کرد، حضور «الي ويزل» عنصر فعال فرهنگي و سياسي صهيونيسم ، در مراسم اهداي جايزه ادبي نوبل ۲۰۰۲ بود. کرتس جايزه خود را از دست ويزل دريافت کرد. مي دانيم که در دوران معاصر جوايز مشهور جهاني نظير نوبل (در بخشهاي گوناگونش) ، عمدتا با اهداف سياسي نثار برگزيدگاني شده است که در جهت سياستگذاري هاي کلان استکبار به نقش آفريني پرداخته اند. به عنوان مثال درک والکوت ، برنده نوبل ادبيات ۱۹۹۲ ميلادي کشتار يهوديان را در جريان جنگ جهاني دوم ، مهمترين حادثه قرن بيستم مي داند و مي گويد: «به نظر مي رسد که از اين واقعه درس لازم را نگرفته ايم ، چون برخي مواقع مي کوشيم آن را انکار کنيم». در اينجا مي خواهيم اندکي به زمينه هاي سياسي مطرح شدن کرتس بپردازيم.
   گفتني است که اين نويسنده مجارستاني در کشور خويش هم چندان مطرح نيست و براي خوانندگان انگليسي زبان نيز نام شناخته شده اي نيست.
   پس چرا ناگهان و يکشبه چنين فردي مطرح و آثارش ترويج مي شود؟ براي آشنايي بيشتر با ماجراي انتخاب چهره اي چون کرتس بايد دو مجارستاني ديگر را نيز بشناسيم : يکي «لوئيس مارشالکو» و ديگري «ويزل». اولي نويسنده اي است که مخالفت با «هولوکاست» و افشاي دسيسه هاي يهوديان سلطه جو او را در لابه لاي پرده هاي گمنامي پوشانده و ديگري روزنامه نگار و داستان نويسي است که توان خود را صرف تبليغ و ترويج دروغ هولوکاست کرده و از اين راه به شهرت ، ثروت و اقتدار فراواني دست يافته است

   مارشالکو
   لوئيس مارشالکو ، نويسنده و محققي است علي القاعده مجارستاني و قطعا مسيحي.
مارشالکو در سال ۱۹۵۸  ميلادي به زبان مجاري کتابي نوشته که به انگليسي ترجمه و توسط باشگاه کتاب مسيحي در اروپا منتشر شده است.
   در ترجمه فارسي اين کتاب «فاتحين جهاني (جنايتکاران حقيقي جنگ)» ، به نکاتي بس خواندني برمي خوريم که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مي کنيم
*
تمدن جديد از لحاظ سياسي تحت حکومت و اداره ، و از لحاظ اقتصادي در کنترل افرادي است که در مناصب کليدي قرار دارند. امروزه ميزان نفوذ و تاثير کساني که در اين پستهاي حساس و کليدي هستند يقينا از فرمان روساي دولت کشورها و يا مصوبات و قطعنامه هاي پارلمان هاي مختلف بيشتر است.
   يهوديان از دير باز خوب مي دانستند که چگونه اين مناصب کليدي را حفظ کنند و در اشغال خود نگه دارند و نيز اين که چگونه از آنها استفاده کنند تا بتوانند قدرت سياسي را در قبضه خويش درآورند و يا اين که از پشت صحنه بر مقدرات کشورها حکومت رانند.» مارشالکو در ادامه به ارائه آماري از اوضاع اقتصادي امريکا در آغاز جنگ جهاني دوم مي پردازد و مي گويد: تعداد ۴۴۰ خانواده از ثروتمندترين خانواده هاي امريکايي که يهودي نيستند جمعا مبلغ ۲۵ ميليارد دلار ثروت دارند ؛ در حالي که يک مشت يهودي امريکايي داراي ثروتي معادل ۵۰۰ ميليارد دلارند.
*
اکثر قوم يهود از کشته هاي خويش در جنگ جهاني دوم به سوئاستفاده سياسي و مالي پرداختند؛ «تجارت خوبي به راه انداختند و از آنها در جهت خدمت به هدف سلطه جهاني خويش بهره برداري کردند.» مارشالکو در ادامه به يک بررسي جالب دست مي زند و بر مبناي شواهد متعدد آماري نشان مي دهد: اين پيشفرض که تلفات يهوديان بين ۵ تا ۶ ميليون نفر بوده است کاملا مهمل و بي اساس است . حداکثر تعداد قربانيان قابل تصور از مرز يک تا يک و نيم ميليون نفر تجاوز نخواهد کرد؛ چرا که اصلا بيش از اين تعداد يهودي در دسترس هيتلر يا هيملر نبوده است.
   از اين رو مي توانيم منطقا فرض کنيم که تعداد واقعي تلفات به مراتب کمتر از اين ارقام بوده است.مارشالکو مي افزايد:«[در بالاترين سطح ممکن ، تعداد يهوديان جان باخته را نمي توان بيش از ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفر دانست.
   اما در مقايسه با اين ، ملل مسيحي تلفات به مراتب بيشتري را متحمل شدند]. اجازه دهيد ملت کوچک مجارستان را در نظر آوريم که کل جمعيت آن شايد از تعداد يهوديان امروز بيشتر نباشد. تعداد قربانيان جنگ مجارستان ، چه آنهايي که در بمباران هاي هوايي مرده بودند و يا اين که در اردوگاه هاي مرگ سيبري از گرسنگي جان باخته اند و يا يخ زده باشند، حداقل به رقم يک ميليون نفر مي رسيد». چرچيل گفته است که «دو جور دروغ داريم : يکي دروغ هاي بي شرمانه و يکي هم ارائه آمار و ارقام » اما اين دروغ هاي يهوديان ، آن هر دو نوع را شامل مي شود. اين دروغ ها براي يهوديان اهل سلطه ، منافع فراوان مالي و سياسي به همراه داشته است : به لحاظ مالي صهيونيست ها تاکنون ميلياردها دلار به عنوان غرامت از کشورهاي اروپايي دريافت کرده اند و از نظر سياسي نيز درباره مظلوميت اسرائيل و صهيونيست ها تبليغات بسياري کرده اند.
*
مارشالکو درباره اتاقهاي گاز و کوره هاي آدم سوزي هم اسناد جالبي ارائه مي کند. از جمله اين اسناد مقاله اي از «شم» روزنامه زيرزميني ناسيوناليست هاي يهودي فرانسه است که در ۸ ژوئيه ۱۹۴۴  درباره وضعيت ۹ اردوگاه از اردوگاه هاي نگهداري و توقيف يهوديان در آلمان توضيح مي دهد. در اين گزارش ، حتي يک کلمه هم بحثي از قلع و قمع يهوديان يا سوئرفتار با آنان نيست.
   در اين گزارش همچنين هيچ حرفي از اتاقهاي گاز، اردوگاه هاي مرگ و يا بچه کشي به ميان نمي آيد. درست در نقطه مقابل آن ، گزارش شم مي گويد که [بچه هاي ۲ تا ۵ ساله را به کودکستان هاي مختلف برلين مي فرستادند تا از کمکهاي ويژه اي برخوردار شوند]. مارشالکو توضيح مي دهد که چگونه زير نظر يهوديان در پايان سال ۱۹۴۵ ميلادي ، اردوگاهي چون «داخو» مورد تخريب و بازسازي هدف دار قرار گرفت.
   او مي نويسد: «قبل از هر چيز منظره زيباي سرسبز و بستان گونه اردوگاه بايد به کلي تخريب مي شد؛ چون براي سينماروهاي امريکايي پذيرش اين امر که يهوديان را در دل باغ و بستان و بستري از گل و گياه شکنجه مي کردند، کار مشکلي بود ، بويژه وقتي آنها را به سينماها کشانده بودند تا صحنه هاي مخوف و ترسناک (اردوگاه ها) را نشانشان دهند. از اين رو به کارگران جديد اردوگاه دستور دادند مثلا يک گودال خون که لوله اي از آن به خارج مي رفت بسازند تا طوري به نظر آيد که از اين گودال ، خون يهوديان از طريق آن لوله تخليه مي شده است.
   محوطه استحمام زنداني ها ، اتاق رخت کني آنها و محوطه هاي ورودي ، تماما بايد بازسازي مي شدند تا به صورتي درآيند که به کوره آدم سوزي اي که يهوديان ادعا مي کردند ، شبيه باشند ...

 

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در یکشنبه 9 مهر1385 و ساعت 3:49 |

Powered By
BLOGFA.COM