به نام خدا
خدا را شكر كه دوره سوم كارگاه صهيونيسم و جهان اسلام به پايان رسيد .
اين كه دوره چگونه بود و تا چه حدي مناسب بود ، جاي تاملي طولاني دارد. اما به نظرم اين دوره نسبت به دوره هاي گذشته از موفعيت بهتري برخوردار بود .هم از لحاظ نيروي انساني و هم منابع و ماخذ پيراموني ، غني تر از گذشته شده ايم .
الحمد لله .
روزهاي زيادي بچه هاي تيم دوره براي كار وقت گذاشتند . در كارگاهي كه به بنده سپرده شده بود ، يك بار اين مطلب را عنوان كردم كه با توجه خاصي از سوي حاضرين مواجه شد . مطلب اين بود كه اگر دين به فلسطين ، مبارزه با اسرائيل و در نهايت امر مبارزه با صهيونيسم ، براي ما جلوه كمتري كند، اما حق زحمت بچه هاي تيم دوره روي گردن همه ما است و بايد به نوعي به آن جواب داد .اين را هم الان مي گويم كه بنده و ديگر دوستان برگزار كننده دوره ، به همين ساده گي ها ، از حق خود كوتاه نمي آييم وبه قولي ادعايمان زياد است . ما به دنبال بيشتر از اين دوره ها هستيم . نوشتن و خواندن و زدن و بريدن و... همگي جواب مناسبي است ، اما بايد هركدام از آدم هايي كه با اين حق مواجه مي شوند طوري عمل كنند كه همه اينها قطري اي به حساب بيايد ، توي يك اقيانوس !! حالا حق قدس و فلسطين و مبارزه با صهيونيسم جاي خودش !!
نمي دونم ما و بچه ها بايد چه كار كنيم ؟
ولي اين رو مي دونم كه از امروز براي همه ما بحث جدي شده .
توي كارگاه فروپاشي اسرائيل ، حرف خودم رو زدم .نمي دونم چقدر مورد توجه قرار گرفت ؟ اين كه اگر روزي اسرائيل از بين برود و يا به كشور درجه دوم يا سوم تبديل بشه ، نفس ما هنوز توي اين راهه ، راهي كه به مبارزه با صهيونيسم بين الملل ختم مي شه .
اصولا بايد اين حرف رو جدي بگيريم كه مسئله ما ، مسئله فلسطين نيست و مسئله اساسي ، مبارزه با صهيونيسم است ، گرچه شروع اين مبارزه از فلسطين مي گذرد ...
اما همان طور كه گفتم توقع من و امثال من بالا است . به اين دوره و اون دوره راضي نمي شيم . انشا الله كاري مي كنيم كارستان !
در اين جا لازم مي دانم از تلاش هاي همه دوستان عزيم در جنبش حمايت از قدس شريف تشكر و قدرداني كنم مخصوصا از جناب عراقي كه انصافا در اين راه مرد مرد است .
راستي اين را هم بگويم : من و عراقي و چند تاي ديگه تا حالا مرد اين جريانها بوده و هستيم . اما از فرداي خودمان خبري نداريم . شايد توي يك زندگي افتاديم كه شديم مثل آدم هاي ديگه . مثل آده هايي كه قبلا توي اين جريان بودند و امروز از تساهل و عزلت فراتر نمي روند .
خدا كند كه اين گونه نشود.
خواستم بگويم اين راه ، آدم هاي زيادي را به هر نحوي از دست داده است ، اما گواه خوبي است براي آخرت
خواستم بگويم كه من و بزرگتر از من ها ، سمبل اين راه نيستيم ، كه اگر روزي باشيم يا نباشيم ، خللي در آن ايجاد شود !
و خواستم بگويم شما هم اگر نباشيد ، اين راه هم چنان باقي است ، حتي اگر نردبان شهادت را جمع كنند و كليد آن را گم كنند !!
خواستم بگويم اين راه هم خون مي خواهد ، هم پول مي خواهد و هم علم ! و اگر جسارت نداشته باشي و دل به درياي طوفاني خداي سيد هادي و اشمر نزني ، كلاهت پس معركه است .
امروز 5 شنبه 2 آذر 1385 ، با خودم تصميم گرفتم كه هر شب جمعه در حرم حضرت عبد العظيم حسني ، اين مطلب را بارها و بارها براي دل و ذهنم تكرار كنم تا يادم نرود كه :
خون شهداي قدس ، گواه هر نفس در اين راه است.
و من آنقدر در اين راه نفس مي زنم تا نفس غايت كمال ، باب قلعه حريم قدس محمد (ص) را به سويم بگشايد.
آن گاه شايد او با دعايي خير نظاره گرم باشد و دست ساقي او ، جرعه اي آب بر دهانم از حوض شرف و شريف عالم ، بريزد.
آبي كه تمام وجودم را از عشق به فاطمه (س) پر كند ...
+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در پنجشنبه 2 آذر1385 و ساعت
1:38 |