تحریم انسانیت ، شیوع رذالت
يهود و غير يهود در تلمود
قسمت 5
قبلا مطالبی در مورد تلمود بیان شد . اکنون می خواهم دوباره اشاره ای به جزئیات آن داشته باشم ، البته با گوشه ای
دیگر از عقاید یهود و صهیونیسم که در چند عنوان روی وبلاگ گذاشته می شود .
با توجه به همین مطلب ، از دوستان می خواهم این مطالب را سلسله وار و
به ترتیب شماره مطالعه نمایند تا مطلب بهتر جا بیافتد ...

بايد پذيرفت كه تلمود و ساير كتب مربوط به آن - جداي از خط كلي ضديت با غير يهوديان كه در سرتاسر آن به چشم ميخورد...- محتوي اظهارات و احكام اهانتآور زيادي بويژه عليه مسيحيت است؛به عنوان مثال،علاوه بر يك رشته اتهامات جنسي سخيف عليه مسيح،در تلمود آمده است كه مجازات مسيح در جهنم،فرو بردن او در نجاست جوشان است...يا ميتوان حكمي را از تلمود نقل كرد كه بر طبق آن يهوديان دستور دارند حتيالمقدور در ملأ عام، هر نسخهاي از انجيل عهد جديد را كه به دستشان رسيد،بسوزانند.(اين حكم نه تنها همچنان معتبر است بلكه عملا امروزه نيز اجرا ميشود.)
در 23 مارس 1980 صدها نسخه از انجيل عهد جديد در ملأ عام و طي مراسمي در اورشليم تحت نظارت يك سازمان مذهبي يهود به نام«ياد لاخيم»،كه از وزارت مذهب اسرائيل سوبسيد [ يارانه] دريافت ميكند،سوزانيده شد.
در تلمود،ارزش فرد اسرائيلي(بنياسرائيل)نزد خداوند از فرشتگان بيشتر است و يهودي جزئي از خداست.پس اگر يك فرد امّي(1)،فرد اسرائيلي را كتك بزند ، گويي عزت الهي را زده است.
تفاوت بين يهودي و غير يهودي به اندازه تفاوت بين انسان و حيوان است.يهودي ميتواند در اعياد به سگ غذا بدهد ولي اجازه ندارد غير يهودي را اطعام كند.تنها يهوديان،ملت برگزيدهاند و ديگر ملتها حيواناتي بيش نيستند.
در تلمود،روايت است كه وقتي بختالنصر دختر خود را براي ازدواج به يكي از رهبران يهود تقديم كرد،آن رهبر گفت:من يهودي هستم نه حيوان. غير يهود،هرچه باشد دشمن است و تلمود اجازه نميدهد كه يهوديان نسبت به دشمنان،با رحم و شفقت رفتار كنند.
نزد يهوديان،جان غير يهودي ارزشي ندارد.تلمود ميگويد:بر يهودي حرام است كه غير يهودي را از هلاكت نجات دهد يا از چاهي كه در آن گرفتار شده است،بيرون آورد. خاخام ميمونيدس(2)ميگويد:اي يهودي!اگر ديدي كه غير يهودي در معرض خطري قرار گرفته يا در حال غرق شدن است،نجات دادن او بر تو حرام است.زيرا بعضي از ساكنان سرزمين كنعان،كه به حكم تورات بايد كشته ميشدند،كشته نشدهاند و با فرار از كنعان،با ديگر امتها اختلاط پيدا كردهاند.بنابراين بايد همه غير يهوديان كشته شوند، شايد كه از همان طايفه باشند.
تلمود به بنياسرائيل اجازه ميدهد كه با ديگران با فريب و نيرنگ رفتار كنند و يهوديان را از انفاق و سلام به ديگران،مگر هنگام ترس از ضرر آنان،منع ميكند.
چگونه ميتوان يك يهودي شد؟
در ميان سه شرطي كه تعيين ميكند«چه كسي يهودي است»اولين شرط، تعريف قانون تلمود از«يهودي»است كه مورد قبول ارتدكسهاي يهودي است. تلمود و قوانين شرع يهود،بعد از تلمود نيز تغيير مذهب دادن يك غير يهودي را به يهوديت...به عنوان يك روش يهودي شدن به رسميت ميشناسد؛مشروط بر اين كه اين تغيير مذهب توسط ربّيهاي مجاز و به روشي صحيح انجام شده باشد.اين شيوه صحيح در مورد زنان،مستلزم معاينه آنان در حالت عريان در هنگام غسل ماهانه توسط سه ربّي است.مراسمي كه از فرط زشتي زبانزد خوانندگان مطبوعات عبري است و به همين دليل در رسانههاي انگليسي زبان، عليرغم علاقه زياد تعدادي از خوانندگان آنها، معمولا درج نميشود.
پی نوشت :
(1)-واژه امّي در تلمود مترادف«گوييم»در پروتكلهاست.منظور از هر دو كلمه،هر غير يهودي است. البته گوييم مفهوم وقيحانهتري دارد كه به معناي حيوان و نجس نيز استفاده ميشود.كلمه اميين كه در آيه 74 سوره آل عمران آمده است،جمع امّي و بر گرفته از همان امّي مورد استفاده تلمود است؛چه آن كه آيه مزبور، مربوط به يهوديان ميشود.«و من اهل الكتاب من ان تأمنه بقنطار يؤده اليك و منهم من ان تأمنه بدينار لا يؤده اليك الا ما دمت عليه قائما ذلك بأنهم قالوا ليس علينا في الاميين سبيل و يقولون علي اللّه الكذب و هم يعلمون.
ترجمه:بعضي از اهل كتاب[از نصاري]تا به آن حدّ درستكار هستند كه اگر مال انبوهي به آنها به امانت بسپاري،باز خواهند داد و بعضي ديگر از آنان،تا آن اندازه نادرستند كه چنانچه يك دينار بدانها بسپاري،باز نخواهند گرداند مگر آن كه سرسختانه مطالبه كني،به آن دليل كه ميگويند اين رفتار با امّيها گناهي ندارد و اين سخن را به خدا(تورات)نسبت ميدهند در حالي كه خود ميدانند كه به خدا نسبت دروغ ميدهند.

