تبليغاتX
اقـاليم قبـله - مطلب 115 - ساختار اجتماعي- نژادي ساكنان كنوني اسرائيل‏

 

 

ساختار اجتماعي- نژادي ساكنان كنوني اسرائيل‏

 

توجه : در تاریخ ۱۲ /۱۰/۸۶ در مصاحبه سید حسن نصر الله با شبکه ان بی ان بیان شد :

مهلت ۱۰ روزه گروه ۸ مارس ، به فرانسه و ۱۴ مارس جهت حل فوری مسئله لبنان ...

از حالا ۱۰ روز بشمارید ، برای اقدام جدید ...

 

نمایی قدیمی از قبه الصخره - اقالیم قبله

 

 

جامعه اسرائيلي، آميخته‏اي است كه كمتر مي‏توان نظير آن را در جهان معاصر يافت.اين جامعه متشكّل از طوايف و گروههاي يهودي با زبان‏ها و قوميّت‏هاي مختلف است كه تنها وجه مشترك ميان آنها ديانت يهودي است و در كنار آنها اقليّتي از اعراب حضور دارند كه پس از عمليّات كشتار و بيرون راندن بيشتر مردم فلسطين و تأسيس كوچ‏نشين‏هاي يهودي و برپايي دولت اسرائيل،در آن‏ سرزمين باقي ماندند.در سال 1995 شمار ساكنان اسرائيل نزديك به پنج و نيم‏ ميليون نفر بود كه نزديك به يك پنجم آنها عرب هستند.

 

1- يهوديان غربي (اروپايي و آمريكايي)

ريشه قومي بيشتر يهودياني كه از اروپا و آمريكا به فلسطين آمده‏اند به‏ اشكناز / اشكنازيم‏ برمي‏گردد و شمار اندكي از آنان ريشه سفاردي‏ دارند. برخي از اينها در پايان قرن گذشته(نوزدهم)و اوايل قرن حاضر(بيستم)،و برخي در سالهاي دهه 1930 و پس از ظهور نازيسم از آلمان و اتريش و برخي در سالهاي دهه 1950 از كشورهاي اروپاي شرقي و گروه قليلي از اينان نيز از آمريكاي‏ لاتين و جمهوري آفريقاي جنوبي به سرزمين فلسطين مهاجرت كردند.

 

يهوديان اشكناز در فاصله سالهاي 1919 تا 1948 حدود 3/89 از مجموع‏ مهاجران را تشكيل مي‏دادند و اين نسبت در فاصله 1948 تا 1962 به حدود 4/45 درصد و در سال 1967 به كمتر از 30 درصد كاهش يافت،اما در آغاز سالهاي دهه‏ 1990 همزمان با موج انبوه مهاجران از اتحاد شوروي(سابق)دوباره به 97 درصد مجموع مهاجران افزايش يافت.نرخ باروري اين گروه پايين است و در سال 1982 به 8/2 تولد براي هر زن مي‏رسيد.عمر مورد انتظار اين گروه از يهوديان به 74 سال‏ مي‏رسد.

 

شايان ذكر است كه اين گروه از يهوديان از تبعيض و آزار در اروپا رنج برده و پيشگامان همين گروه ايده صهيونيسم را بنياد گذاردند و دولت اسرائيل نيز به دست‏ اين مهاجران اروپايي برپا شد و با آنكه اكثريت ساكنان اسرائيل را تشكيل نمي‏دهند اما سلطه سياسي،نظامي و اقتصادي آن دولت را به دست دارند.

 

2-يهوديان شرقي‏

اين گروه،از يهوديان فلسطيني و يهودياني كه از كشورهاي آسيايي و آفريقايي به‏ فلسطين مهاجرت كرده‏اند تشكيل مي‏يابد.شمار يهوديان فلسطين،پيش از آغاز مهاجرت يهوديان در اواخر سده 19 ميلادي تنها حدود ده هزار نفر بود.اما يهوديان‏ آسيايي و يهوديان شمال آفريقا-كه ريشه سفاردي دارند-در سالهاي دهه 1950 و 1960 و پس از تأسيس دولت اسرائيل به فلسطين مهاجرت كردند.امروز در اسرائيل عبارت«يهوديان شرقي»بر يهوديان فلسطيني،و يهوديان سفاردي كه از سال 1492 در شمال آفريقا و كشورهاي شرقي مي‏زيستند و نيز يهودياني كه از دو هزار سال پيش در عراق،يمن،سوريه،ايران،هند و مصر مي‏زيستند اطلاق‏ مي‏گردد.

 

شمار اين يهوديان در فاصله سالهاي 1919 تا 1948 به حدود 7/10 درصد مهاجران يهودي به فلسطين مي‏رسيد اما از آنجا كه مهاجرت آنان به فلسطين پس از برپايي دولت اسرائيل شتاب گرفت و نيز به خاطر بالا بودن نرخ زاد و ولد در ميان‏ آنها،شمار آنها نسبت به كلّ ساكنان اسرائيل از 22 درصد در پايان دوره قيمومت‏ بريتانيا به 52 درصد در پايان سال 1980 افزايش يافت.سطح فرهنگي و اقتصادي‏ اين گروه از يهوديان پايين‏تر و محافظه كاري ديني آنها بالاتر است.اين گروه از يهوديان كه در كشورهاي قبلي خود با آزار و تبعيض روبرو نبوده و در تشكيل دولت‏ اسرائيل نيز نقشي نداشته‏اند خود مورد تبعيض نژادي از سوي يهوديان غربي قرار مي‏گيرند.

 

3- يهوديان صابرا

يهوديان صابرا،بر حسب تعريف و از لحاظ نظري همه يهودياني هستند كه در خاك فلسطين زاده شده‏اند،امّا در عمل،فرزندان يهوديان شرقي كه در خاك فلسطين‏ متولّد شده‏اند جزو صابرا به شمار نمي‏آيند بلكه آن گروه از جوانان اسرائيلي كه‏ سپيد پوست و داراي سطح علمي و فرهنگي بالاترند،يعني فرزندان يهوديان اشكناز مي‏باشند.

 

نسل صابرا از سطح علمي و فرهنگي برتري برخوردار است و مراكز مهم‏ اقتصادي و صنعتي و دانشگاهي و نظامي را در دست دارد.اين نسل چيزي از«سامي‏ ستيزي»نمي‏داند مگر آنچه كه به آنها گفته شده باشد و هيچگاه تلخي تبعيض و آزار را نچشيده است.

 

شمار يهوديان صابرا در سال 1948 بالغ بر 35 درصد ساكنان اسرائيل بود و در 1964 به بيش از 39 درصد رسيد(شامل 17 درصد سفاردي و 22 درصد اشكناز) سپس در 1973 به 50 درصد و در 1989 به 64 درصد و در 1993 به 9/60 درصد بالغ گرديد.

 

 4-اعراب‏

عرب‏هاي ساكن در اسرائيل از لحاظ تعداد در مقام چهارم هستند.اينها بازماندگان صاحبان اصلي و قانوني فلسطين‏اند كه پس از برپايي دولت اسرائيل در زادگاه خود باقي ماندند.شمار اعراب ساكن فلسطين در آغاز برپايي دولت اسرائيل‏ در سال 1948،750 هزار نفر بود كه حدود 156 هزار تن از آنان در زادگاههاي خود

باقي ماندند و بقيه بيرون رانده شدند.اما شمار آنها در سال 1991 به 900 هزار نفر رسيد(شامل 695 هزار مسلمان،116 هزار مسيحي،85000 درزي و 4000 ارني) نرخ تولّد در اين گروه بالا و عمر مورد انتظار آنان 72 سال است و از نظر سياسي و اقتصادي فاصله‏اي دور با گروههاي يهودي اعم از يهوديان غربي و شرقي‏ دارند.افزون بر آنچه گفته شد گروههاي بسيار كوچك ديگر از يهوديان نيز در اين‏ جامعه حضور دارند كه تأثيري در زندگي سياسي اسرائيل ندارند،همچون سامريان، قرّائين،فلاشا و ديگران.

 

لازم است به چند مورد اشاره شود :

(1)-مهاجرت يهوديان به اروپا در عصر امپراتوري رم روي داد كه بويژه در مناطق اسلاو نشين‏ شمال درياي سياه سكونت گزيدند،اما گرويدن قبايل خزر به كيش يهودي در سده هشتم‏ ميلادي باعث شد كه بيشتر يهوديان اروپايي اشكناز از اقوام خزري باشند.

 

(2)-واژه اشكناز،نام عبري آلمان است و بنابراين اشكنازي در اصل به معني يهودي آلماني‏ است كه تدريجا بر همه يهودياني كه از تمامي اروپا و آمريكا به فلسطين آمدند،و حتّي بر آناني كه ريشه نژادي سفاردي داشتند اطلاق گرديد.زبان يهوديان اشكناز آميخته‏اي از عبري و آلماني است كه«بيديشيه»ناميده مي‏شود و برخي از محقّقان نژاد اشكنازيم را به قبايل ترك‏ خزري كه در قرن هشتم ميلادي به دين يهود گرويدند اطلاق كرده‏اند و پس از آنكه قدرت‏ سياسي اينها به دست روسها از ميان رفت اين يهوديان در روسيه و مجارستان پراكنده شدند و اكثريت يهوديان جهان را تشكيل مي‏دهند كه پس از جنگ‏هاي صليبي به اروپاي مركزي و شرقي نيز راه يافتند.واژه اشكناز در سفر تكوين به عنوان فرزندان حومربن يافت بن نوح نام‏ برده شده‏اند(اصحاح 10).

 

(3)-واژه عبري سفاردا به معني اسپانياست و بر يهودياني اطلاق مي‏شود كه پس از سقوط خلافت اسلامي اندلس در سال 1492.م از آن كشور گريختند و در جنوب اروپا،شمال آفريقا و شهرهاي لندن،آمستردام و هامبورگ سكونت گزيدند.اين گروه از يهوديان از فرهنگ‏ بالاتري نسبت به اشكنازي‏ها برخوردار بودند و زبان عبري كه امروز در اسرائيل متداول است‏ عبري سفاردي است زيرا سفارديان پيش از اشكنازي‏ها به فلسطين آمدند و با يهوديان مقيم‏ فلسطين مخلوط شدند.

 

(4)-واژه صابرا در لغت عبري به معني«انجير خاردار»است و در سالهاي نخست پس از جنگ‏ جهاني،براي نخستين بار در دبيرستان هرتزليا در تل آويوبه كار رفت.در آن زمان دانش‏آموزان‏ يهودي فلسطيني الاصل كه خود را در برابر دانش‏آموزان يهودي كه از كشورهاي پيشرفته به‏ آنجا آمده و از فرهنگ بالاتري برخوردار بودند ضعيف مي‏ديدند بدين ترتيب عكس‏العمل‏ نشان مي‏دادند كه ميوه بسيار پرخار صابرا(درخت صبر)را در دست گرفته و آن را پوست‏ مي‏كندند و دانش‏آموزان يهودي اروپايي را به چالش مي‏خواندند كه اگر مي‏توانند چنين كنند اين واژه به تدريج گسترش يافت و بر همه يهودياني كه در خاك فلسطين متولد شده‏اند اطلاق‏ گرديد.

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در چهارشنبه 12 دی1386 و ساعت 1:23 |

Powered By
BLOGFA.COM