یادداشتی از اقالیم قبله
منتشر شده در خبرگزاری تقریب باعنوان :
مقاومت غزه ، و دومین باتلاق اسرائیل

|
خبرگزاری تقریب- دیدگاه |
1: پس از 19 ماه محاصره شدید غزه، با تایید برخی از کشورهای عربی، شاهد جنگ تمار عیار موشک در برابر سنگ بودیم . آن گونه که انتظار می رفت، اسرائیل حمله خود را به نوار غزه شروع می کرد و این از تحرکات نظامی و مانور های نیروهای ارتش رژیم اشغالگر، واضح به نظر می رسید. چه این که هواپیما های نظامی بارها و بارها، در قونیه تمرینات نظامی خاص را به اجرا گذاشته بودند.
و بالاخره جنگ آغاز شد. شاید اکثر تحلیل گران معتقد بودند که شروع این جنگ، ضربه ای مهلک بر پیکرۀ بی جان اسرائیل است، تا حماس و مقاومت. اما از روز سوم جنگ، همان گونه که در اخبار می رفت، مانور های پیاده نظام نیز در حال برگزاری بود، و این جا بود که اکثر کارشناسان نظامی و سیاسی، به اسرائیل زنگ خطر نابودی را نشان دادند.
اگر نگوییم همه، شاید بیش از 90 درصد رسانه ها ، سرویس ها، کارشناسان خبره سیاسی و نظامی، و حتی دولت مردان امریکا، به اسرائیل هشدار داده بودند که، این بار نیز در باتلاقی گرفتار خواهی شد، و پیشاپیش زمان دادگاه معروف جنگی اسرائیل را پیش بینی کردند. اما بالاخره این هشت روز حمله هوایی گذشت.
2 : روز نهم، مصادف با 04/01/2009 ، 07/01/1430 و 15/10/1387، ارتش اسرائیل با استفاده از 3 عنصر تاریکی هوا، استفاده از موشک های دودزا و غبار آلود، و پوشش وسیع رسانه ای در ساعات پر بیننده آن، توانست حمله زمینی خود را آغاز کند. غافل از این که این بار نیز در بد معرکه ای افتاده است. این بار نیز، نه به حرف دوست گوش کردند، و نه به حرف دشمن!
نیویورک تایمز، صدای امریکا، فاکس نیوز و... که مدام هشدار شکست حملات زمینی را می دادند، این بارعلنا اعلام می کنند که منتظر آن شکست نشته اند. نیویورک تایمز در مقاله همین روز، صریحا آورده است که، احتمال شکست حمله اسرائیل به غزه بیش از پیروزی آن است.
محمد رعد، معاون سیاسی حزب الله لبنان نیز در همین روز در مصاحبه ای با شبکه المنار، امکانات سّری مقاومت غزه را باعث غافل گیری جدی اسرائیل می داند، و شکست سختی را برای اسرائیل ترسیم می کند. این در حالی است که شخصیت های برجسته سیاسی مخالف ارتش رژیم صهیونیستی، مانند سید حسن نصر الله بارها از سست بودن ادعاهای ارتش اسرائیل سخن به میان آورده است و بارها اعلام کرده است که اگر اسرائیل وارد حمله زمینی بشود، نابودی او حتمی است.
3: به نظر می رسد اسرائیل هنوز بر داده های سرویس های اطلاعاتی امریکا و موساد برنامه ریزی نظامی و سیاسی می کند، و این در حالی است که در جنگ 33 روزه، درست بر عکس آن را مشاهده کرد. شاید بتوان گفت که اسرائیل باز هم با طناب پوسیده امریکا به چاهی عمیق رفته است، با این فرق که بیشتر دولت های عربی نیز همراه بی چون و چرای اویند ، و به گفته ای، هزینه این جنگ را نیز آنها پرداخت می کنند.
امریکا در همین روز، برای بار سوم، جلسه شورای امنیت را با کارشکنی خود بی نتیجه گذاشت، و زلمای خلیل زاد، رسما اعلام کرد که امریکا به او دستور مستقیم داده است تا با در خواست کشور های عربی و اسلامی برای نشست فوق العاده مخالفت نماید. و این در حالی است که سران عرب از روز پنجم حمله اسرائیل به نوار غزه، نشست های حکام عرب را به موعدی دیگر می سپردند. این جا سوالی مطرح می شود که ، 5 روز تاخیر برای نشست حکام عرب چه معنایی می دهد؟ به عبارتی دیگر، به چه علت این نشست در روز 2 شنبه 16/10/1387، با 5 روز تاخیر جدی پس از اعلام نشست، و 10 روز پس از حملات مکرر ، برگزار خواهد شد؟!
4 : در همین وضعیت است که در چند ساعت اولیه هجوم زمینی ، اخباری دال بر صراحت موضوع شکست تدریجی به گوش می رسد . با این که سخنگوی ارتش اسرائیل ، مدام آمار شبکه های مختلف از جمله ، PREES TV ، الجزیره ، العالم ، المنار ، RT و العربیه و ... را رد می کند ، اما باز هم اخباری بر صحت داده های بنگاه ها و شبکه های خبری به گوش می رسد .
در همان ساعات اولیه ، خبر هلاکت یک فرمانده تیپ ویژه گولانی تائید می شود . پنج کماندوی یگان ویژه ماگلان در شرق رفح به هلاکت می رسند . 2 دستگاه تانک مرکاوا منهدم می شود . بیش از 90 زخمی و 15 کشته اشغالگران ، نیز گزارش می شود . از همه جالب تر این که ، 2 سرباز به همراه یک افسر بلند پایه ارتش متجاوز نیز به اسارت در می آیند ، و در همین ساعات موشک های عز الدین قسام به شهرک بتسلیم ، بزرگترین پایگاه نظامی اسرائیل برخورد کرده و رعب و وحشتی را در دل اشغالگران اسرائیل به راه می اندازد . مسئولان نظامی اسرائیل ، صراحتا عنوان می کنند که ، نمی توانیم جلوی موشک های مقاومت را بگیریم ، و این اخبار مدام از شبکه های مختلف اسرائیل پخش می شود . در ادامه ، معاون اصلی نیروهای متجاوز به کرانه غزه کشته می شود و اسرائیل اعلام می کند که در پی درگیری های شدید با نیروهای مقاومت ، 1000 نفر از نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل ، به حالت آماده باش کامل در آمده اند و ...
به نظر می رسد این شرایط بحرانی روز اول حمله زمینی اسرائیل ، صدق گفته های تحلیل گران را بیان می کند . ارتش اسرائیل با این که در جنگ 33 روزه ، از انواع تاکتیک های نظامی پیاده نظام ، برای ورود به خاک لبنان استفاده می کرد ، باز هم نتوانست به راحتی پا به خاک لبنان بگذارد ، و به گفته تحلیل گران سیاسی و نظامی ، اوضاع زمینی غزه ، بسی بدتر از جنگ 33 روزه است که اسرائیل هنوز آن را تجربه نکرده است .
5 : اما این جریانات در حالی اتفاق می افتد که ، که در روز اول حملات زمینی ، بیش از 500 شهید و 2500 زخمی در کرانه غزه بر جای مانده است . در همین روز ، یک آمبولانس در غزه منهدم می شود ، و اعلام می شود که بیش از 80 نفر از شهدا را کودکان تشکیل می دهند ، و از خان یونس ، بیت لاهیا ، بیت حانون ، بیش از 50 شهید و دهها زخمی بر جای مانده اند ، که مدام بر شمار آنها افزوده می شود . در همین حال پزشکان نروژی صلیب سرخ ، اعلام می کنند که آثار اورانیوم غنی شده را در سلاح های رژیم اشغالگر و مجروحان و شهدا مشاهده کرده اند و خواستار توقف جدی حملات هستند . و بالاخره بان کی مون سکوت 9 روزه خود را می شکند و فقط می گوید که ، از اسرائیل می خواهیم غیر نظامیان را مورد هدف قرار ندهد !
و دیگر این که شنیده می شود ، برخی از سران عرب هم بالاخره ، خواستار توقف حملات اند . البته پر واضح است که که این جملات ، از ترس انقلاب های مختلف در کشور های عربی است ، و خواستار نشستی جدی در روز 2 شنبه ، 16/10/1387 هستند و ...
6 : این که چرا سران عرب و روسای سازمان های مختلف بین المللی در این ماجرا ساکتند ، مجالی دیگر می طلبد ، اما بحث بر سر این است که آیا اسرائیل در حال دست و پا زدن است و واقعا باتلاقی وجود دارد یا نه ؟
در جنگ 33 روزه اسرائیل علیه لبنان ، همین منوال گذشت . ابتدا حملات هوایی صورت گرفت ، پس از چند روز حملات زمینی شروع شد که به گفته کارشناسان ، این حملات باعث شکست قطعی اسرائیل می شد . نمونه بارز آن سه راهی معرکه مارون الراس است که باتلاق عجیبی برای نیروهای اسرائیلی بود .
روزهای بعد ، پیاده نظام گیر افتاده در جنوب لبنان ، تصمیم می گیرد از چند محور زمینی ، حمله را مجددا آغاز کند و از یک محور خلاصی یابد ، در همین هنگام حملات هوایی و شناسایی های متعدد نیرو های حزب الله نیز ، از طریق هوا به اوج خود می رسد ، و ارتش اسرائیل اعلام می کند که تمامی مواضع نیروهای حزب الله زیر دستان ارتش اسرائیل است ! و... .
اما زمان ثابت کرد که این گونه نبود ، و ثمری حاصل نشد .
7 : به نظر می رسد اوضاع در غزه هم این چنین است . تا زمانی که اسرائیل از هوا بر پیکر مردمان بی دفاع غزه می کوبد ، خط زیادی او را تهدید نمی کند . اما وقتی پا به خانه آنها می گذارد ، کودک ، زن و مرد ، جوان و پیر ، به نوعی از شرف خود دفاع می کنند . به نظر می رسد این جا دیگر بحث سرباز ، نظامی ، نیرو و شبه نیرو نیست ، بحث خانه و کاشانه است .
گمان می رود اگر اشغالگران وارد خیابان های غزه هم شوند ، از زمین و بام بر سرشان ، کودکان و زنان خشمگین و مقاوم غزه بشورند ، که خانه و کاشانه مان را ترک کنید ، این جا همه مقاومت اند .
این که بیان می شود ، نیروهای اسرائیلی در باتلاقی دیگر افتاده اند ، ناشی از همین مقاومت های سر سخت مردمی است ، و اسرائیل این را نمی فهمد . در این جا بحث از حکومت و نخست وزیری حماس و ... در درجه دوم اهمیت است ، برای ملت غزه خاک و شرف چیز دیگری است ، و تاریخ ثابت کرده است که اگر زنی فلسطینی ، تکه چوبی کوچک هم پیدا کند ، آن را حواله دشمن اسرائیلی خود می کند .
باید گفت که مقاومت برای شرف و وطن چیزی نیست که با فرمول های سیاسی و نظامی بتوان آن را محاسبه کرد ، و یاری خداوند بر مومنان و صاحبان حق ، با حساب و کتاب ، و لشکر کشی این دنیایی جور در نمی آید .
زنان و کوکان غزه ، سازندگان باتلاق جدید برای سربازان اسرائیل اند ، که حیثیت و شرفشان را نشانه رفته اند . زن و کودک ، و پیر غزه ، دیگر سر پناهی و مردی ندارند که دل به او بسپارند و آسوده باشند . خانه و کاشانه ، نان و آبی نیست که دل به آن ببندند . آزادی و آزادگی ای وجود ندارد که دل به آن خوش دارند . حال از هر وسیله ای برای دفاع از زمین و هویت خود استفاده می کنند ، چه اگر غیر از این بود ، 19 ماه گشنگی ، بی آبی ، بی برقی ، بی دارویی و بی چیزی را تحمل نمی کردند .
اسرائیل نمی تواند این روحیه مقاومت را بپذیرد و آن را درک کند . او نمی داند همه چیز را برای شرف دادن یعنی چه ؟ او نمی تواند حتی برای بار دوم هم تصور کند ، که اگر بر زمین مقاومان قدم بگذارد ، چرا همه مردان و زنان و کودکان ، با سلاح و بی سلاح می ایستند ، و دفاع می کنند . تصور این که همه مردم مقاوم سازندگان باتلاقهای سربازان اسرائیل اند ، حتی برای بار دوم هم ، درک این مطلب برای سران رژیم صهیونیستی سخت است .
و این بار هم ، مانند جنگ 33 روزه ، باتلاقی دیگر برای سربازان اسرائیلی رقم خورده است ، و زمان ، بهترین شاهد بر این مدعا است . شاید ، اگر اسرائیل سّر و راز مقاومت شهدای بدر را می فهمید ، به ماجرا نزدیک تر می شد و مفهوم مقاومت را درک می کرد ، اما به هر حال زمان ثابت می کند که باز هم مقاومت ، پیروز جریان است .
و این را زمانی دوباره می بینیم که ، سران رژیم صهیونیستی در دادگاه داخلی وینوگراد همدیگر را مواخذه می کنند و به دنبال مقصر اند . و این باتلاق به مدد خداوند ، پایان سیاهی اشغالگران قدس از صحنه روزگار است . انشا الله .
محمد رضا پورحسین
16/10/1387

