|
معرفى كتاب جوهره تلمود
مؤلف اين كتاب، آدين اشتاينسالتز، در سال 1937 در يك خانواده غيرمذهبى درروسيه به دنيا آمد. تحصيلات رسمى او در رشته رياضيات است و در كنار آن بهمطالعات حاخامى پرداخت.در بيست و سه سالگى رياستيك دبيرستان را در فلسطيناشغالى به عهده گرفت كه جوانترين رئيس دبيرستان محسوب مىشد. امروزهشخصيتى جهانى و از حاخامها و رهبران فكرى جامعه يهوديان به حساب مىآيد. باتاسيس مؤسسه چاپ و نشر تلمود، تاكنون بيش از 58 عنوان كتاب در زمينه تلمود، تفكرعرفانى يهود، جامعهشناسى، شخصيتشناسى تاريخى و فلسفى نوشته و به چاپرسانده است. اين كتابها به زبانهاى مختلف از جمله روسى، انگليسى، فرانسوى،ژاپنى برگردانده شدهاند. آدين اشتاينسالتز در بيشتر نوشتههايش دلمشغولى خود را نسبتبه آينده يهودياننشان مىدهد. وى در اين راه گامهاى عملى نيز برداشته است. يهوديان شوروى سابق ازاو به رئيس فرقه در ميان خودشان ياد مىكردند. او سفرهاى زيادى به روسيه وجمهورىهاى تازه استقلال يافته انجام داد و در آنجا براى معرفى يهوديتبسيار فعاليتكرد. شهرت اشتاينسالتز بيشتر به شرح و تفسير و ترجمههاى او در زمينه تلمود بابلىاست، كارى كه وى از حدود سى سال قبل آغاز كرده است. حدود پانزده جلد از ترجمهعبرى تلمود بابلى وى به چاپ رسيده است و چيزى حدود دو ميليون نسخه آن زير چاپاست. پيشبينى مىشود كه اين اثر در دهه آينده در حدود 43 جلد به پايان برسد.ترجمهوتفسير انگليسى وى نيز تا كنون در 21 جلد از چاپ خارج شده است. چند جلد ازبرگردان روسى و چهار جلد از ترجمه فرانسوى تلمود نيز تاكنون عرضه شده است. از جمله كارهاى مهم اشتاينسالتز كه براى يهوديان روسى انجام داده است، تاسيسدانشگاه يهودى مسكو و دانشگاه يهودى سن پترزبورگ است. در اين دو مركز آموزشى،هر ساله زبان عبرى و درسهايى درباره زندگى، تاريخ و فلسفه يهودى براى هزارانيهودى روسى تدريس مىشود. او يك مركز انتشاراتى نيز در مسكو تاسيس كرد.وىعضو آكادمىعلوم روسيه نيز است. در فلسطين اشغالى، وى رياست مراكز آموزشى زنجيرهاى از مقطع مهد كودك تادبيرستان را بر عهده دارد.در سال 1988 بالاترين نشان افتخار دولتحاكم بر فلسطيناشغالى را كسب كرد. درباره فعاليتهاى علمى اشتاينسالتز در اروپا و امريكا بايد گفت كه وى مدتى استادمقيم دانشگاه و مؤسسات آموزش عالى بزرگ در اين دو منطقه بود. از جمله اين مراكزمىتوان به دانشگاه ييل (4) و دانشگاه پرينستون اشاره كرد. چند سال قبل موفق شد نشانافتخار هنر و ادبيات فرانسه را كسب كند. فعاليتهاى علمى اشتاينسالتز در امريكا را«جامعه الف» (5) حمايت و پشتيبانى مىكند. او هم اكنون در قدس در فلسطين اشغالى ساكن است و از حاخامهاى معتقد به سنتو يهوديت تلمودى است. كتاب جوهره تلمود، كه ترجمه فارسى آن در مركز مطالعات وتحقيقات اديان و مذاهب به دست صاحب اين قلم به پايان رسيده است، داراى سهبخش است: تاريخچه، ساختار و محتوا، و روشها. در پايان جدول مقايسهاى ابواب وفصول ميشنا و تلمود، و نيز نمايه كتاب آمده است. جهت آشنايى بيشتر دينپژوهانگرامى با محتواى كتاب جوهره تلمود، اجمالى از اهممباحث مطروحه آن را تقديم مىكنيم. بخش اول: تاريخچه
ترتيب مباحث تلمود بابلى و فلسطينى مطابق همان ترتيب ميشنا است. تلمود نيز مانندميشنا از شش بخش تشكيل شده است: بخش زراعيم (29) در هلاخاهاى مربوط به اموركشاورزى و محصولات سرزمين فلسطين; بخش موعد (30) درباره اعياد طول يك سال واحكام روز شبات; بخش ناشيم (31) درباره زنان، ازدواج و طلاق; دربارهخسارات مدنى و كيفرى; بخش قداشيم (33) درباره احكام معبد و قربانىها و ذبح شرعى، حيوانات حلال گوشت و حرام گوشت; و بخش طهاروت (34) درباره احكام مربوط بهطهارت و نجاستشرعى. 13: موضوع تلمود محور و موضوع اصلى مباحثات تلمود، شرح و بسط تورات و ميشناست. حوزه و قلمروتورات بسيار گسترده است و شامل تمامى حوزههاى زندگى يهودى مىشود. عادات،رسوم، توصيههاى شغلى، دستورالعملهاى پزشكى، بررسى وقايع انسانى، مسائلزبانشناختى، مسائل اخلاقى همگى موضوع تورات را تشكيل مىدهند و تلمود نيز باهمين گستردگى از اينها بحث كرده است. حكيمان تلمودى گفتهاند: «مكالماتبىحساب و كتاب روزمره، شوخىها وگفتارهاى خودمانى حكيمان را بايدمطالعه كرد». بر اساس اين ديدگاه، آنچهآنها گفتهاند و از آن بحث كردهاند، درتلمود آمده است. نگاه به تورات به عنوانكتابىجامع و فراگير موجب پيدايشخصيصهاى در ادبيات تلمودى شد و آنانتقال مداوم از موضوعى به موضوعديگر و از حوزهاى به حوزه ديگر است،بدون آن كه تمايزى ميان آنها ايجاد كنند. 14: دعاها و بركتها در دوره معبد اول، دعا خواندن خودجوش بود. هر زمانىكه يك يهودى احساس مىكردبايد به درگاه خداوند استغاثه يا شكرگزارى كند، در اماكن خصوصى يا در معبد اين عملرا انجام مىداد. اما در دوره معبد دوم، بنابه ملاحظاتى، از جمله بيگانه شدن يهوديان سرزمينهاىآوارگى(دياسپورا) از زبان عبرى و مفاهيم اصلى آيين يهود، دعا خواندن براى ايشانمشكل شده بود. بر اين اساس، مجمع كبير دعاى ويژهاى را تدوين كرد. اين دعا به«بركات هجدهگانه» (35) معروف است. از نكات مورد توجه در مراسم نيايش يهودى«زمانهاى خاص» دعا و نيايش است. مواقيت دعا بهتفصيل مشخص شدهاند. مراسم دعا اغلب به صورت جماعت و در معبد يا كنيسهها برگزار مىشد. در تلموددرباره اين كه جماعتبا چه عددى برپا مىشود بحث گستردهاى صورت گرفته است. از معروفترين دعاهاى يهودى، مراسم رسمى نيايش «شمع ييسرائيل» (36) بود كه درآن، دو قطعه از تورات (سفر تثنيه 6:4-9 و 11:13-21) در هر صبح و شام قرائتمىشد. چندى بعد ده فرمان به آن افزوده شد. اما بعدها ده فرمان بنا به عللى از آن حذفشد. علاوه بر دعاها، از بركتهاى گوناگون نيز بايد نام برد. ذكرهاى زيادى براى حوادثمختلف زندگى در نظر گرفته شده بودند: ذكر ايام شادمانى، عزادارى، پديد آمدنحادثهاى تلخ و شر و نيز ذكرها و بركتهايى در قبال حوادث طبيعى مثل ذكرى كه درهنگام ديدن اولين شكوفه بهارى يا به هنگام بارش باران و يا ديدن زنان زيبا بايد بر زبانجارى مىشدند. اغلب اين ذكرها و بركتها در رساله براخوت (37) به شكل مفصل موردبحث قرار گرفتهاند. 15: . شبات (38) روز شنبه مفهوم شبات يك مفهوم اصلى و بنيادين در شريعتيهودى است. اهميت و حرمت آناز داستان آفرينش در سفر پيدايش تا حكم صريح مبنى بر منع كار كردن در روز هفتم درده فرمان كاملا پيداست. «نبايد در روز شبات كاركنى» حكم شرعىاى است كه در توراتچندين بار تكرار شده است و انبيا بارها به آن تصريح كردهاند. تعريف «كار» و محدوده زمانى روز شنبه و نوع ممنوعيت از جمله مباحث مهمىهستند كه در تلمود از آنها بسيار سخن به ميان آمده است. ميشنا يك سياهه از كارها را بهلحاظ هدفى كه از انجام آنها مدنظر است ارائه مىكند; از اعمال مقدماتى و زراعت گرفتهتا پردازش فلز و پارچه كه مجموعا سى و نه عووداه (39) (مقولات اصلى كارها) نام دارد. اما شبات تنها تداعىگر ممنوعيتها و نواهى نيست. اين آيه كه «... و شبات راخوشى و مقدس خداوند خوانى» (اشعياى نبى، 58:13) يادآور اعمال و آداب بسيارىاست كه تداعىگر اصطلاح عام و كلى انگ شبات (40) (خوشى روز شبات) است. از جملهاين آداب مىتوان به سه وعده غذاى شادمانه روز شبات، پوشيدن لباس شادى وافروختن شمع نام برد. ممنوعيتخروج از منزل، و حرمت دست زدن به اشيا در روز شنبه نيز از جملهمباحث مطرح و مورد حثحكيمان تلمودى است. به طور كلى بايد گفت كه احكامبىشمار روز شبات يك شبكه گسترده از امور جزئى است كه از چند مفهوم اساسى درآيين يهود به دست آمدهاند و در نهايتبه ايجاد ساختارى مينياتورى و مركب از هزارانجزء ريز و ظريف كه بر گرد چارچوب اوليه جمع شدهاند، انجاميدهاند. 16: عيدها ميدراش هلاخا (از ريشه دارش (74) به معناى تحقيق كردن و در جست وجوى چيزى بودن)بخش عمده از ادبياتى است كه شريعت موسوى را تفسير مىكند و شواهد و نشانههايىرا در لابهلاى متن مىجويد تا به فهم بيشتر آن نايل آيد. ميدراش تنها بخش كوچكى ازميشنا را تشكيل مىدهد، اما تلمود در تلاش براى شرح دادن منابع ميشنايى، اغلب ازميدراش نقل مىكند. نقلهاى گسترده از تاليفات ميدراشى كه بعضى از آنها تا به امروزباقى ماندهاند مجموعههاى بارائيتوت (75) (تفسيرهاى بيرونى) را تشكيل مىدهند كه فقطدر تلمود ضبط شدهاند. ميدراش هلاخا روشى كاملا دقيق ومبتنى بر اين فرض است كه هر حكم و فعلى كهدر تورات آمده استبه طور صحيح و دقيق تقرير يافته و هر امر جزئى درآن، مهم و داراىمفهوم است; هر واژهاى، هر چند در ظاهر نامربوط، منبع مطالعه است، حتى حروفنامربوط و اضافى داراى معنا هستند. اگر چه قواعد بنيادين حاكم بر تفسير منطبق با نص، قواعدى سادهاند، اما روش كارميدراش و ارتباط درونى ميان قواعد مختلف و نيز تعريف و كاركرد دقيق آنها موضوعاتىهستند كه تلمود به طور گسترده و عميق از آنها بحث مىكند و مفسران تلمود و ميدراش نيزتامل ژرفى در آن روا داشتهاند. اصول مهم تفسير عبارتاند از: كال و - هومر (76) (قياس جزءبه كل)، گصراه شاواه (77) (فقه اللغه)، بينيان وا (78) (استقرا)، كلال او - فرات (79) (استنتاج از ظاهرنص)، و داوار ها لمد مى اينيانو (80) (تفسير آيه به آيه). 28 : روش فكرى تلمود تلمود نه تنها در موضوع كه در روش و شيوه بحث نيز يگانه است. روش تحقيقى و فكرىتلمود داراى چارچوبى منحصر به فرد و بىبديل است. تنها با همين روش مىتوان به فهمتلمود نايل آمد و ابزارهاى ديگر در اين مسير كارايى ندارند. نكته اساسى در روش تفكرتلمودى، موضعگيرى در قبال انتزاع است. در تلمود مانند اكثر حوزههاى ديگر تفكريهودى، از تفكر انتزاعى احتراز مىشود. حتى موضوعاتى كه با روش بحث انتزاعى بهآسانى مىتوان از آنها بحث كرد و به نتايجى رسيد با روشهاى ديگر كه اغلبدستوپاگير و بر يك نظام منطقى و با تكيه بر نمادها و نمونهنماها مبتنىاند، تحليلمىشوند. تلمود، به جاى استفاده از مفاهيم انتزاعى، از نمونههاى عينى و الگوهاىخارجى بهره مىجويد. از ديگر خصوصيات روششناختى تلمود روش استدلال آناست. برجستهترين روشها، پيلپول (81) (استدلال ديالكتيك) تلمودى است; مفهومش ايناست كه از پذيرش دلايل ساده و به ظاهر اقناع كننده سرباز زدن و در پى يافتن دليلىمسلم و انكارناپذير بودن. از جنبههاى بىبديل روش تفكر تلمودى، بحثهاىپرمشاجره و سخت است و در نتيجه به حداقل تفاوت ميان روشها و ديدگاهها اكتفاشده است. تمام سعى و تلاش حكيمان تلمودى اين است كه به يك نقطه مشتركبرسند. 29 : مسائل عجيب و غريب اغلب مباحثى كه تلمود به آنها پرداخته است، داراى كاركرد عملى و خارجى هستند، امادر تلمود از مباحث ديگرى مىتوان سراغ گرفت كه احتمال وقوع آنها در زندگانىروزمره آدميان بسيار بعيد است و بعضى از آنها به طور كلى غيرواقعى و در ظاهربىمعنى و مهمل مىنمايند. اما آنچه در تلمود مد نظر است، جاذبه و گيرايى ذاتى مباحثو موضوعات است، نه نياز مبرم به ارائه يك راه حل. بر اين اساس، در محافل حكيمانتلمودى اين ادعا كه فلان مسئله غيرواقعى و فاقد ارزش است، ادعايى مردود بود. آنانهميشه در قبال اين قبيل مسائل چنين اظهار نظر مىكردند: «اين نيز تورات است و بايد آنرا فرا گرفت و در آن غور كرد.» بنابراين تعجبى ندارد اگر در تلمود با مباحثى برخورد كنيمكه به طرز شگفتآورى به پيشبينى زيركانه درباره مسائل جهان معاصر مىمانند. مثلايكى از مسائلى كه تلمود از آن بحث مىكند «برج معلق در هوا» است كه تا قرنها از آن بهنمادى تعبير مىشد كه قوه تخيل بشرى مىتواند تا آن جا اوج گيرد; اما با مشاهدهآسمانخراشهاى امروزى به نظر مىآيد كه اين مسئله يك پيشبينى زيركانه است.مباحث عجيب بسيارى در تلمود مطرح شده است كه امروزه باعث تعجب و شگفتىاست، مانندبحث لقاح مصنوعى زنان.
|


