ماسونها و مصر باستان
بخش دوم
هتک حرمت به حرمین شریفین تسلیت باد ...
هرم و چشم (مثلث نورافشان)

شناختهشدهترين نشان ماسوني را ميتوان در مهر ايالات متحده آمريكا و همچنين بر روي اسكناس يكدلاري يافت. در اين مهر يك هرم كه بالاي آن چشمي درون مثلث جاي دارد، ترسيم شده است. علامت چشم درون مثلث در همه لژ و مجلات اين گروه به چشم ميخورد.
اين علامت زياد مورد توجه واقع نميشود، با اين حال براي درك فلسفه ماسوني بسيار معنيدار و بااهميت است. يك نويسندة آمريكايي به نام رابرت هيرائيموس، موضوع پاياننامه رساله دكتري خود را به اين مهر اختصاص داد و در آن به اطلاعات مهمي اشاره نمود. عنوان پاياننامه وي «تجزيه و تحليل تاريخي مهر سلطنتي ايالات متحده و ارتباط آن با ايدئولوژي روانشناسي اومانيستي» است. رساله او بيانگر اين است كه بنيانگذاران آمريكا كه اين نشان را برگزيدند فراماسونر و حامي اومانيسم بودند. هرم روي مهر، تمثال «هرم چياپس» (Cheops)، بزرگترين مقبره فراعنه ميباشد.
ستاره ششگوشه

يكي ديگر از علائم مشهور فراماسونري ستاره ششگوشه است كه از قرار گرفتن يك مثلث روي مثلثي ديگر شكل ميگيرد. اين علامت نشان سنتي يهوديان نيز ميباشد و امروز روي پرچم اسرائيل به چشم ميخورد. معروف است كه سليمان نبي(ع) اولين بار از آن به عنوان مهر استفاده نمود. بنابراين اين علامت مهر يك پيامبر و در نتيجه نشاني الهي است. اما فراماسونها تصور ديگري از آن دارند و آن را نه نشان سليمان نبي بلكه يادآور الحاد مصر باستان ميپندارند. در مقالهاي با عنوان «علائم و نمادها در تشريفات ما» به حقايق جالبي اشاره شده است:
مثلث متساويالاضلاع نماد ارزشهاي برابر است و ماسونها آن را با نام ستاره داوود ميشناسند كه از جاي گرفتن يك مثلث متساويالاضلاع بر روي يك مثلث ديگر شكل ميگيرد. امروز آن را سمبل قوم يهود ميدانند كه بر پرچم اسرائيل نيز ديده ميشود. اما در حقيقت اصل آن مصري است. اولين بار شواليههاي معبد آن را در تزيين ديوار كليساها به كار بردند، چون آنها اولين كساني بودند كه در اورشليم به حقايق مهمي دربارة مسيحيت دست يافتند. بعد از ازميان رفتن معبديان اين نشان در كنيسهها به كار رفت. اما ما در فراماسونري بيشك با همان مفهوم كهن مصري از آن بهره ميگيريم و به اين صورت دو نيروي مهم را با هم تركيب ميكنيم. با پاك كردن قسمت بالا و پايين دو مثلث به علامت نادري ميرسيم كه آن را خوب ميشناسيد.
ماسونها به غلط اين تفكرات باطل را به سليمان(ع) نسبت ميدهند و آن حضرت را نماينده الحاد مصري قلمداد ميكنند. به همين علت نيز در تعاليم خود جايگاه خاصي براي وي قائلند. مايكلهاوارد، مورخ آمريكايي در كتاب خو د به نام توطئه دانش مكتوم خاطرنشان ميكند كه پس از قرون وسطي از سليمان نبي(ع) به عنوان جادوگر و فردي كه مفاهيم شركآميز را وارد اورشليم نمود ياد ميشود. هاوارد در ادامه توضيحات خود ميافزايد ماسونها معبد سليمان را «معبد مشركان» ميدانند.
دو ستون
از اجزاي لاينفك لژ ماسوني وجود دو ستون در مدخل آن است كه كلمات «ياكين» و «بوعز» بر روي آنها حكاكي شده و تقليدي از دو ستون مدخل معبد سليمان ميباشد. اما حقيقت اين است كه اين نماد نه يادگاري از سليمان(ع) بلكه تجلي عقايد منحرف اين گروه از آن حضرت است. منشأ اين ستونها بار ديگر به مصر بازميگردد. مثلاً در مقاله «علائم و نمادها در تشريفات ما» ميخوانيم:
«در مصر «هوروس» (Horus) و «ست» (Set) معماران دوقلو و پشتيبان عالم روحاني بودند. دو ستوني كه در لژهاي ما بنا شده منشأشان مصر باستان است. يكي از ستونها در جنوب مصر در شهر صور واقع بود و ديگري در شمال، در شهر هلياپليس. در مدخل معبد «امنتا» (Amenta) كه مختص خداي بزرگ مصر بود، مانند معبد سليمان دو ستون قرار داشت. در كهنترين اساطير مربوط به خورشيد از اين دو ستون به عنوان نماد بينش و قدرت ياد شده كه در برابر دروازه جاودانگي بنا شدهاند.».
واژگان مصري لژها
از نكات جالب توجهي كه دو نويسنده كتاب كليد حيرام افشا ميكنند واژگاني است كه در مراسم ترفيع يك ماسون به مقام ماسون اعظم به كار ميرود. به اين ترتيب:
مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ.
براساس توضيح نايت و لوماس اين لغات كه اغلب بدون توجه به معنايشان مورد استفاده قرار ميگيرند مصري هستند و مفهومشان اين است:
بزرگ است استاد فراماسونري، بزرگ است روح فراماسونري.
نويسندگان توضيح ميدهند لغت «مَعَت» به معني مهارت در ساختن ديوار و نزديكترين ترجمه براي آن فراماسونري است. اين يعني ماسونهاي نوين با وجود گذشت هزاران سال هنوز زبان مصر باستان را در لژهاي خود حفظ نمودهاند.
اپراي فلوت سحرآميز موزارت
از جالبترين آثار فراماسونري «اپراي فلوت سحرآميز» اثر آهنگساز معروف، موزارت است. موزارت فراماسون بود. در جايجاي اين اپرا پيامهاي ماسوني وجود دارد كه قرابت بسياري به الحاد مصري دارند:
مهم نيست چقدر تلاش شده تا فلوت سحرآميز را «داستاني دربارة شرق دور» معرفي كنند. مهم اين است كه اساس اين داستان رسوم مصري است. اين خدايان و الهههاي معابد مصر بودند كه بر خلق شخصيتهاي فلوت سحرآميز تأثير گذارند.
ستون چهارپهلو با نوك هرمي
ستونهاي چهارپهلو با نوك هرمي (Obelisk) كه در مصر حجاري ميشدند قرنها زير خاك مدفون بودند تا اينكه در قرن نوزدهم كشف شدند و به شهرهاي غربي همچون نيويورك، لندن و پاريس انتقال يافتند. بزرگترين آنها به ايالات متحده فرستاده شد و انتقال آن را ماسونها ترتيب دادند. چون ادعا ميشود اين نوع ستونها، به علاوه نقوش حكاكي شده بر آنها از سمبلهاي ماسوني باشند. ميمارسينان اين موضوع را دربارة ستون 21 متري نيويورك با قطعيت بيان ميكند:
برجستهترين نمونه كاربرد نمادين معماري، اثر تاريخي سوزن كلئوپاترا است كه در سال 1878 از سوي اسماعيل، حكمران مصري، به ايالات متحده هديه شد. اين اثر تاريخي در اصل در قرن شانزدهم پيش از ميلاد در مدخل معبد خداي خورشيد در هلياپليس برافراشته شده بود.
افسانه ايزس ، زن بيوه
از مهمترين نمادهاي انديشه ماسوني مفهوم زن بيوه است. فراماسونها خود را فرزندان زن بيوه ميخوانند و تصوير او بر نشريات آنها به چشم ميخورد. اصل اين تفكر چيست؟ و اين زن بيوه كيست؟
با بررسي منابع ماسوني درمييابيم نماد زن بيوه در اصل از افسانههاي مصري نشأت گرفته و از مهمترين اسطورههاي مصر باستان، داستان اُزيريس و ايزس ميباشد. «اُزيريس» يكي از خدايان حاصلخيزي و «ايزس» همسر او بود. براساس اسطورهها اُزيريس قرباني هوي و هوس شد و درپي آن ايزس بيوه گشت. زن بيوه ماسوني ايزس است.
پرگار و گونيا
پرگار و گونيا (كه پرگار روي گونيا قرار دارد) از مشهورترين علائم فراماسونري است. اگر از ماسونها دربارة مفهوم اين علامت بپرسند، خواهند گفت اين نشان نماد علم، نظم هندسي و تفكر فردگراست. با اين وجود اين علامت مفهومي كاملاً متفاوت دارد. اين موضوع را ميتوان در كتاب يكي از بزرگترين ماسونها يافت. آلبرت پايك در كتاب خود با عنوان اخلاق و تعصب مينويسد: «گونيا نماد زمين است. اين شكل دوگانه (زن و مرد) نماد طبيعت دوگانهاي است كه از دوران باستان به خداوند اتلاق ميشد و مفهوم مولد توليدكننده يا همان برهما و مايا نزد آرياييها و اُزيريس و ايزس نزد مصريان را دارد؛ مانند خورشيد كه مذكر است و ماه مؤنث.»
يعني پرگار و گونيا، مشهورترين نماد فراماسونري، نماد الحاد آريايي است و به دوران پيش از مسيحيت تعلق دارد. ماه و خورشيد نيز كه پايك به آنها اشاره ميكند، نمادي بسيار بااهميت هستند و در لژها به وفور مورد استفاده قرار ميگيرند. بايد افزود اين افكار چيزي جز انعكاس عقايد باطل مشركان پيشين كه به پرستش ماه و خورشيد ميپرداختند نيست.>پایان<


