تبليغاتX
اقـاليم قبـله - مطلب 89 - تفاوت صهيونيسم و يهود

 

تفاوت صهيونيسم و يهود

 

صهیونیسم و یهود - اقالیم قبله

 

لینک اختصاصی

«العربيّة» تكره المقاومة... وتحبّ "إسرائيل"؟

حزب الله يا حزب خدا و واقعيات مربوط به آن

حزب الله در موازنه جديد منطقه (1)

یهود و ایران(2) - الحدید

 

اختلاف در فرانسه در مورد حزب الله لبنان

یهود و ایران (1) - الحدید

جلال و کبوترهای همسايه

 

برای این مطلب جستارهایی از سوی دیگر دوستان صورت گرفته است و مطالب زیادی در این باب وجود دارد . به هر حال این که یهود با صهیونیسم یکی است یا دو تا مورد مناقشه است .

من فکر می کنم که این دو با هم فرق می کنند ، گرچه صهیونیسم از یهودیت به وجود آمد و نمی شود آن را نادیده گرفت . تاریخ نشان می دهد که خود یهود از دست صهیونیست ها چه کشیده اند و چه جنایاتی که از آنها دریغ نکرده اند.

 

وبلاگ الحدید  ، دوست بسیار عزیزم مطلبی را در سال ۸۴ نوشته است که لازم دیدم آن را در این جا ذکر کنم . امید دارم که خوانندگان عزیز خود فرق بین این دو را قیاس کنند . گرچه قیاس این دو دلیل بر حقانیت هیچ کدام از آنها نیست .

نه یهود را ما می پذیریم و نه صهیونیسم را . اما بهتر است برای خوک و شغال فرقی قائل شد ...

 

 

قبلا گفته شد كه همه يهوديان،صهيونيست نيستند.من بر اين باورم كه هر چقدر درباره صهيونيسم،پيدايش و انديشه‏هاي آن،بيشتر مطالعه شود،اين نكته بيشتر روشن‏ مي‏شود كه اصولا جنبش صهيونيسم با آيين يهودي تفاوت‏هاي اساسي دارد.صهيونيسم‏ از دين و مذهب به عنوان وسيله‏اي مؤثر و قدرتمند براي دستيابي به طرح‏هاي‏ استعماري استفاده كرده و مي‏كند.

 

سران صهيون،در موارد متعددي به بي‏ايماني خود اعتراف مي‏كنند و حتي به صراحت اعلام مي‏دارند كه بايد از مذهب و نفوذ خاخام‏هاي‏ يهود در تثبيت اين جنبش بهره‏برداري كرد.

روژه‏گارودي درباره تناقض يهود و صهيونيسم مي‏نويسد: ناتان وينستوك،در كتاب خود تحت عنوان صهيونيسم عليه اسرائيل،اين‏ تناقض آشكار را چنين توضيح مي‏دهد:

علت اينكه كهنه‏انديشي و ارتجاع خاخام‏ها،اسرائيل را فرا مي‏گيرد اين است‏ كه عرفان صهيونيستي تنها با توسل به آيين يهود مي‏تواند حالت انسجام پيدا كند.اگر مفاهيمي چون«قوم برگزيده»و«سرزمين موعود»را حذف كنيد، پايه‏هاي صهيونيسم فرو خواهند ريخت.به همين دليل،احزاب مذهبي قدرت‏ خود را به صورت متناقضي از تباني و همدستي با صهيونيست‏ها به دست‏ مي‏آورند.ساختار دروني صهيونيسم اسرائيل،تقويت حاكيمت مذهبيون را بر رهبران اين كشور تحميل كرده است.اين حزب سوسيال دموكرات(mapai) بود كه با تشويق بن‏گوريون،دروس مذهبي را به صورت اجباري در برنامه‏ درسي مدارس وارد كرد،نه احزاب مذهبي.

 

هرتصل بي‏ايماني خود را كتمان نمي‏كند.او در جلد اول،صفحه 270 از نسخه‏ انگليسي ژورنال خود در تاريخ 23 نوامبر 1895 چنين مي‏نويسد: من به خاخام اعظم لندن و نيز به ازادوك‏هان،خاخام اعظم پاريس گفتم كه من‏ در طرح خود،از هيچ محرك مذهبي اطاعت نمي‏كنم .

 

در تاريخ 26 نوامبر 1895،آشرمايرس از روزنامه«گاهشمار يهود لندن»از من‏ پرسيد:شما چه نوع رابطه‏اي با تورات داريد؟در پاسخ گفتم:من يك متفكر آزاد هستم.

در نزد هرتصل ،به كارگيري مذهب به عنوان ابزار سياسي جهت تضمين يك‏ اقدام استعماري كاملا آشكار است،او چنين مي‏نويسد: خاخام‏ها،ستون‏هاي محكمي براي سازمان من خواهند بود...سلسله مراتب‏ آنها همواره پيرو دولت خواهند بود. هدف هرتصل يك هدف ناسيوناليستي بود.او با در ميان نهادن اقدام خود با زادوك‏هان،خاخام اعظم پاريس،در تاريخ 16 نوامبر 1896،چنين‏خاطر نشان مي‏كند:

انسان بايد ميان صهيون و فرانسه يكي را برگزيند.

 

و در تاريخ 18 نوامبر همان سال چنين مي‏افزايد: فرانسوي‏هاي اسرائيلي از نظر ما يهودي نيستند و قضيه ما هيچ ربطي به‏ امورات‏[امور]آنها ندارد.

 

پروفسور اسرائيل شاهاك،اسرائيل شاهاك،همان طور كه گفته شد يك يهودي اسرائيلي است.او در ورشو به دنيا آمد و در دوازده سالگي به فلسطين مهاجرت كرد.دوران جواني و خدمت‏ سربازي را در اسرائيل گذرانيد و با ادامه تحصيل،داراي كرسي استادي دانشگاه هبرو در اورشليم گرديد.وي كه رئيس اتحاديه حقوق بشر اسرائيل است،معتقد است كه در تصميمات دولت اسرائيل،عامل ايدئولوژي يهود و به اصطلاح عبري،عامل‏ يهوديت از هر عامل ديگري مؤثرتر و با اهميت‏تر است.به اعتقاد وي تأثير ساير عوامل‏بر سياست‏هاي اسرائيل در مقايسه با عامل ايدئولوژي بسيار كمتر است.او مي‏نويسد:

به نظر من،اسرائيل به عنوان يك دولت يهود نه تنها براي خود و ساكنينش مايه‏ دردسر است؛بلكه براي تمام يهوديان و همه مردم و دولت‏هاي ديگر در خاورميانه و دورتر از آن نيز خطر دارد...اما اين قدر كه مرتبا در مورد اين خطر صحبت مي‏شود از خطري كه در ذات خصوصيت يهودي دولت اسرائيل‏ است،سخني به ميان نمي‏آيد.

 

با اينكه پر و پا قرص‏ترين هواداران نهضت‏ صهيونيسم در روسيه بودند،اما حتي در آنجا نيز اين نهضت،فقط يكي از چند جريان‏ ناسيوناليستي در ميان يهوديان بود.و علي‏رغم شرايط دشوار زندگي در اروپاي شرقي كه‏ در آن زمان تحت سيطره روسيه به سر مي‏برد،بيشتر يهوديان در اين منطقه ماندند و بيشتر كساني هم كه آنجا را ترك مي‏گفتند،باز ترجيح دادند به آمريكا بروند.

از طرف ديگر،«يهوديان بومي فلسطين نيز روي خوشي به صهيونيسم نشان‏ ندادند.آنها نيازي نمي‏ديدند كشوري يهودي در فلسطين استقرار يابد و نمي‏خواستند روابطشان با اعراب تيره شود.در سال 1903 يك گروه‏ صهيونيستي در فلسطين سعي كرد يك«مجلس ملي يهود»تشكيل دهد،اما جوامع يهودي بومي در اورشليم،صفه،طبريه و حبرون(الخليل)از اين كار استقبالي نكردند.

 

جان كوييگلي مي‏نويسد:

در جريان جنگ جهاني اول،صهيونيسم،هنوز طرفداران كمي در ميان يهوديان‏ داشت.در كنفرانس ورساي،وايزمن ادعا كرد كه به نمايندگي از 96يهوديان‏ اروپايي كه در اروپاي شرقي زندگي مي‏كنند،صحبت مي‏كند.وي اظهار داشت:يك ميليون يهودي حاضر به يراق،منتظر علامت‏اند تا به طرف‏ فلسطين حركت كنند.

اما در سال 1927«وايزمن»تصديق كرد كه اعلاميه 1917 بالفور،بنيادش بر آب بود...مي‏ترسيدم دولت انگلستان احضارم كند و بپرسد:بگو ببينم اين‏ سازمان صهيونيست چيست؟اين صهيونيست‏هاي شما كجا هستند؟...آنها مي‏دانستند كه يهوديان،مخالف ما صهيونيست‏ها بودند؛ما مشتي يهودي‏ تك افتاده با مليت‏هاي گوناگون بوديم.

 

در آمريكا تعداد كمي از يهوديان،طرفدار صهيونيسم بودند.هيئت نمايندگي‏ سازمان جهاني صهيونيست در كنفرانس«ورساي»ادعا مي‏كرد كه نماينده‏ يهوديان فلسطين است؛اما تعداد يهوديان بومي فلسطين،بيش از سكنا گزينان‏ [مهاجران‏]صهيونيست بود و اين يهوديان بومي،مخالف صهيونيسم بودند.

به اعتقاد گارودي حتي‏ «زماني كه تئودور هرتصل ،جنبش سياسي صهيونيسم را پايه‏ريزي كرد با مخالفت اكثريت قريب به اتفاق يهوديان و خاخام‏ها روبه‏رو شد.

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در سه شنبه 19 تیر1386 و ساعت 20:6 |

Powered By
BLOGFA.COM