تبليغاتX
اقـاليم قبـله - مطلب 96 - تحریم انسانیت ، شیوع رذالت -بخش اول : تلمود 1

 

تحریم انسانیت ، شیوع رذالت

بخش اول : تلمود 1

 

 دمر دمر تل ابیب

 

قبلا  مطالبی در مورد تلمود  بیان شد . اکنون می خواهم دوباره اشاره ای به جزئیات آن داشته باشم ،

البته با گوشه ای دیگر از عقاید یهود و صهیونیسم که در چند عنوان روی وبلاگ گذاشته می شود .

با توجه به همین مطلب ، از دوستان می خواهم این مطالب را سلسله وار و به ترتیب شماره

مطالعه نمایند تا مطلب بهتر جا بیافتد ...

 

لینک اختصاصی :

اولین های دولت نهم

سروده اي از مقام معظم رهبري با صداي معظم له

عباس، اولمرت و اتحاديه اروپا حيات در غزه را مختل كردند

ساخت پناهگاه مقامات صهيونيست زير كوه‌هاي قدس آغاز شد

زمين‌هاي فلسطينيان در اطراف ديوار جداكننده به طرز مشكوكي خريداري مي‌شود

جدید :  دادگاه رسيدگي‌كننده به رسوايي زندان ابوغريب، سرهنگ آمريكايي را عفو كرد

جدید : يك تحقيق در واشنگتن: خروج آمريكا از عراق با حداقل خطر قابل انجام است

-------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

ابتدا به این مقدمه توجه کنید :

در اين قسمت ضمن بهره‏برداري از تحقيقات محقق بزرگ مصري دكتر احمد شبلي ، از نوشته‏هاي پروفسور اسرائيل شاهاك كه خود يك يهودي اسرائيلي است و از درون به‏ مسائل آنان مي‏نگرد، نيز استفاده شده است . در آغاز اين قسمت، از زبان گور ويدال با وي بيشتر آشنا مي‏شويم:

 

من سال ‏هاست آثار شاهاك را مي‏خوانم.او با نگاهي طعنه‏آميز به دعواهايي مي‏نگرد كه معمولا در هر ديني سعي در عقلايي‏ نشان دادن هر چيز غير عقلايي دارند.او داراي ديدگان تيزبين يك محقق در برخورد با تناقضات متون است.آثار او كه در مورد دكتر ميمونيدس - دشمن‏ درجه يك غير يهوديان-نوشته است،واقعا خواندني است.

 

نيازي به گفتن نيست كه مقامات اسرائيلي براي شاهاك ابزار دلسوزي‏ مي‏كردند.اما براي يك استاد بازنشسته شيمي، متولد 1933 در ورشو،كه دوران‏ كودكي‏اش را در بازداشتگاه زندانيان جنگي بلسن گذرانيده است،كار بيشتري‏ هم نمي‏شد كرد.در سال 1945،شاهاك به اسرائيل آمد؛در ارتش اسرائيل‏ خدمت كرد،در سال‏هايي كه خيلي هم مد بود ماركسيست نشد.او يك‏ انسان‏گرا بود.

 

او نقطه انزجار خويش و بازگشت از مكتب تلمود را حادثه زير مي‏داند:

يك روز متوجه شدم كه يك يهودي بسيار مذهبي،اجازه نداد تا در روز شنبه از تلفنش به منظور در خواست آمبولانس براي يك غير يهودي كه در همسايگي او – اورشليم - سكته كرده بود،استفاده شود.من به جاي آن كه موضوع را به سادگي‏ به مطبوعات گزارش كنم، طي ملاقات با اعضاي دادگاه شرع اورشليم كه‏ متشكل از ربّي‏هاي منصوب دولت اسرائيل بودند،از آنان پرسيدم كه آيا اين‏ رفتار با تفسير آنان از دين يهود مطابقت دارد؟

 

پاسخ دادند كه يهودي مورد نظر، درست و در واقع وظيفه ‏شناسانه رفتار كرده است و براي دفاع از اين رأي خود، مرا به يك پاراگراف از متن خلاصه و معتبر مجمع‏القوانين تلمود كه در همين‏ قرن نوشته شده ؛ ارجاع دادند.من هم اين حادثه را به روزنامه مهم عبري زبان‏ « هاآرتص » گزارش كردم.گزارشي كه انتشارش موجب بروز رسوايي در رسانه‏هاي گروهي شد.

 

نتايج اين رسوايي براي من نسبتا منفي بود.تاكنون نه مقامات روحاني اسرائيل‏ و نه روحانيون جوامع يهودي خارج از اسرائيل،هيچ كدام رأي خود را در اين‏ مورد كه يك يهودي نبايد قانون شنبه را به خاطر حفظ جان يك غير يهودي‏ زير پا بگذارد،تغيير ندادند.

 

مقدار زيادي هم مهملات مقدس مآبانه در اين جهت كه چنانچه تبعات چنين‏ عملي،جان يهوديان را در معرض خطر قرار بدهد،زير پا گذاشتن قانون شنبه‏ مجاز شمرده خواهد شد،به آن افزودند.بر اساس اطلاعات و دانشي كه در زمان‏ جواني‏ام كسب كرده بودم به مطالعه قانون تلمود حاكم بر روابط ميان يهوديان و غير يهوديان پرداختم،چه برايم محرز شده بود كه بدون در نظر گرفتن تأثير عميق قوانين تلمود و ديدگاه جهاني ناظر بر وضع و بيان اين قوانين،نمي‏توان‏ از صهيونيسم من جمله بخش ظاهرا غير مذهبي آن،و سياست‏هاي اسرائيل از آغاز تشكيل دولت اين كشور،مخصوصا سياست‏هاي حاميان يهودي اسرائيل‏ در ميان جوامع يهودي سراسر جهان،سر در آورد.سياست‏هايي كه اسرائيل‏ عملا بعد از جنگ شش روزه پيش گرفت و مخصوصا منش تبعيض‏آميز اين‏ رژيم در سرزمين‏هاي اشغالي و نگرش اغلب يهوديان به مسئله حقوق‏ فلسطيني‏ها،حتي به صورت مجرد،به نوبه خود اين الزام را تقويت كرده‏ است و ...

-------------------------------------

تلمود مجموعه قوانين شرعي و عرفي يهود است.اين مجموعه،تجزيه و تحليل يا برداشت شخصي خاخام‏هاست كه نه تنها ربطي به تورات آسماني و شريعت انبياي‏ بني‏اسرائيل ندارد بلكه آنان در واقع،انگيزه‏هاي مادي و دنيوي،سودجويي و پيروي از هواي نفس و با نگاهي خوشبينانه اعمال سليقه‏هاي فردي خويش،آن را به وجودآورده‏اند.

 

اسرائيل شاهاك با بيان مواردي از كلاه شرعي‏ها و فريبكاري‏هاي آنان مي‏نويسد:

اما آنچه از نظر اجتماعي مهمتر از اين است،فريبكاري مبتني بر منفعت‏طلبي‏ است كه از سوي يهوديان ثروتمند عليه دوستان يهودي فقيرشان اعمال مي‏شد.

او سپس چنين ادامه مي‏دهد:

علي‏رغم مخالفتم با ماركسيسم چه از نظر فلسفي و چه به عنوان يك فرضيه‏ اجتماعي،بايد اشاره كنم كه ماركس كاملا حق داشت در دو مقاله‏اش پيرامون‏ يهوديت،آن را مرامي توصيف كند كه «سودجويي» بر آن غلبه دارد.به شرط آن‏ كه اين توصيف را محدود به يهوديتي كنيم كه او مي‏شناخت؛يعني يهوديت‏ كلاسيك...

 

در اينجا بايد به آقاي اسرائيل شاهاك گفت كه اين واقعيت،قرن‏هاست كه در قرآن‏ كريم مطرح بوده و مورد استناد انديشمندان قرار گرفته است.بنابراين،كارل‏ماركس‏ آن طور كه شما فرض كرده‏ايد از روي كشف و شهود يا با فراست خويش به اين نتيجه نرسيده است.

 

جمله‏هاي ‏«بما لا تهوي أنفسكمو .اشتروا الحيوة الدنيا بالآخرة» كه با تفاوت تعبير، بارها در قرآن كريم و همين طور آيه 74 سوره آل عمران،در شأن يهوديان به قول شما كلاسيك بيان شده است.ما نيز بر اساس آنچه در كتاب آسماني خويش خوانده‏ايم، مانند شما بر اين باوريم كه همه يهوديان چنين نبوده و نيستند.

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده توسط سربازی از حزب الله در یکشنبه 4 شهریور1386 و ساعت 1:59 |

Powered By
BLOGFA.COM