تحریم انسانیت ، شیوع رذالت
بخش اول : تلمود 1

قبلا مطالبی در مورد تلمود بیان شد . اکنون می خواهم دوباره اشاره ای به جزئیات آن داشته باشم ،
البته با گوشه ای دیگر از عقاید یهود و صهیونیسم که در چند عنوان روی وبلاگ گذاشته می شود .
با توجه به همین مطلب ، از دوستان می خواهم این مطالب را سلسله وار و به ترتیب شماره
مطالعه نمایند تا مطلب بهتر جا بیافتد ...
لینک اختصاصی :
سروده اي از مقام معظم رهبري با صداي معظم له
عباس، اولمرت و اتحاديه اروپا حيات در غزه را مختل كردند
ساخت پناهگاه مقامات صهيونيست زير كوههاي قدس آغاز شد
زمينهاي فلسطينيان در اطراف ديوار جداكننده به طرز مشكوكي خريداري ميشود
جدید : دادگاه رسيدگيكننده به رسوايي زندان ابوغريب، سرهنگ آمريكايي را عفو كرد
جدید : يك تحقيق در واشنگتن: خروج آمريكا از عراق با حداقل خطر قابل انجام است
-------------------------------------------------------------------------------------------------
ابتدا به این مقدمه توجه کنید :
در اين قسمت ضمن بهرهبرداري از تحقيقات محقق بزرگ مصري دكتر احمد شبلي ، از نوشتههاي پروفسور اسرائيل شاهاك كه خود يك يهودي اسرائيلي است و از درون به مسائل آنان مينگرد، نيز استفاده شده است . در آغاز اين قسمت، از زبان گور ويدال با وي بيشتر آشنا ميشويم:
من سال هاست آثار شاهاك را ميخوانم.او با نگاهي طعنهآميز به دعواهايي مينگرد كه معمولا در هر ديني سعي در عقلايي نشان دادن هر چيز غير عقلايي دارند.او داراي ديدگان تيزبين يك محقق در برخورد با تناقضات متون است.آثار او كه در مورد دكتر ميمونيدس - دشمن درجه يك غير يهوديان-نوشته است،واقعا خواندني است.
نيازي به گفتن نيست كه مقامات اسرائيلي براي شاهاك ابزار دلسوزي ميكردند.اما براي يك استاد بازنشسته شيمي، متولد 1933 در ورشو،كه دوران كودكياش را در بازداشتگاه زندانيان جنگي بلسن گذرانيده است،كار بيشتري هم نميشد كرد.در سال 1945،شاهاك به اسرائيل آمد؛در ارتش اسرائيل خدمت كرد،در سالهايي كه خيلي هم مد بود ماركسيست نشد.او يك انسانگرا بود.
او نقطه انزجار خويش و بازگشت از مكتب تلمود را حادثه زير ميداند:
يك روز متوجه شدم كه يك يهودي بسيار مذهبي،اجازه نداد تا در روز شنبه از تلفنش به منظور در خواست آمبولانس براي يك غير يهودي كه در همسايگي او – اورشليم - سكته كرده بود،استفاده شود.من به جاي آن كه موضوع را به سادگي به مطبوعات گزارش كنم، طي ملاقات با اعضاي دادگاه شرع اورشليم كه متشكل از ربّيهاي منصوب دولت اسرائيل بودند،از آنان پرسيدم كه آيا اين رفتار با تفسير آنان از دين يهود مطابقت دارد؟
پاسخ دادند كه يهودي مورد نظر، درست و در واقع وظيفه شناسانه رفتار كرده است و براي دفاع از اين رأي خود، مرا به يك پاراگراف از متن خلاصه و معتبر مجمعالقوانين تلمود كه در همين قرن نوشته شده ؛ ارجاع دادند.من هم اين حادثه را به روزنامه مهم عبري زبان « هاآرتص » گزارش كردم.گزارشي كه انتشارش موجب بروز رسوايي در رسانههاي گروهي شد.
نتايج اين رسوايي براي من نسبتا منفي بود.تاكنون نه مقامات روحاني اسرائيل و نه روحانيون جوامع يهودي خارج از اسرائيل،هيچ كدام رأي خود را در اين مورد كه يك يهودي نبايد قانون شنبه را به خاطر حفظ جان يك غير يهودي زير پا بگذارد،تغيير ندادند.
مقدار زيادي هم مهملات مقدس مآبانه در اين جهت كه چنانچه تبعات چنين عملي،جان يهوديان را در معرض خطر قرار بدهد،زير پا گذاشتن قانون شنبه مجاز شمرده خواهد شد،به آن افزودند.بر اساس اطلاعات و دانشي كه در زمان جوانيام كسب كرده بودم به مطالعه قانون تلمود حاكم بر روابط ميان يهوديان و غير يهوديان پرداختم،چه برايم محرز شده بود كه بدون در نظر گرفتن تأثير عميق قوانين تلمود و ديدگاه جهاني ناظر بر وضع و بيان اين قوانين،نميتوان از صهيونيسم من جمله بخش ظاهرا غير مذهبي آن،و سياستهاي اسرائيل از آغاز تشكيل دولت اين كشور،مخصوصا سياستهاي حاميان يهودي اسرائيل در ميان جوامع يهودي سراسر جهان،سر در آورد.سياستهايي كه اسرائيل عملا بعد از جنگ شش روزه پيش گرفت و مخصوصا منش تبعيضآميز اين رژيم در سرزمينهاي اشغالي و نگرش اغلب يهوديان به مسئله حقوق فلسطينيها،حتي به صورت مجرد،به نوبه خود اين الزام را تقويت كرده است و ...
-------------------------------------
تلمود مجموعه قوانين شرعي و عرفي يهود است.اين مجموعه،تجزيه و تحليل يا برداشت شخصي خاخامهاست كه نه تنها ربطي به تورات آسماني و شريعت انبياي بنياسرائيل ندارد بلكه آنان در واقع،انگيزههاي مادي و دنيوي،سودجويي و پيروي از هواي نفس و با نگاهي خوشبينانه اعمال سليقههاي فردي خويش،آن را به وجودآوردهاند.
اسرائيل شاهاك با بيان مواردي از كلاه شرعيها و فريبكاريهاي آنان مينويسد:
اما آنچه از نظر اجتماعي مهمتر از اين است،فريبكاري مبتني بر منفعتطلبي است كه از سوي يهوديان ثروتمند عليه دوستان يهودي فقيرشان اعمال ميشد.
او سپس چنين ادامه ميدهد:
عليرغم مخالفتم با ماركسيسم چه از نظر فلسفي و چه به عنوان يك فرضيه اجتماعي،بايد اشاره كنم كه ماركس كاملا حق داشت در دو مقالهاش پيرامون يهوديت،آن را مرامي توصيف كند كه «سودجويي» بر آن غلبه دارد.به شرط آن كه اين توصيف را محدود به يهوديتي كنيم كه او ميشناخت؛يعني يهوديت كلاسيك...
در اينجا بايد به آقاي اسرائيل شاهاك گفت كه اين واقعيت،قرنهاست كه در قرآن كريم مطرح بوده و مورد استناد انديشمندان قرار گرفته است.بنابراين،كارلماركس آن طور كه شما فرض كردهايد از روي كشف و شهود يا با فراست خويش به اين نتيجه نرسيده است.
جملههاي «بما لا تهوي أنفسكمو .اشتروا الحيوة الدنيا بالآخرة» كه با تفاوت تعبير، بارها در قرآن كريم و همين طور آيه 74 سوره آل عمران،در شأن يهوديان به قول شما كلاسيك بيان شده است.ما نيز بر اساس آنچه در كتاب آسماني خويش خواندهايم، مانند شما بر اين باوريم كه همه يهوديان چنين نبوده و نيستند.
ادامه دارد ...


