تحریم انسانیت ، شیوع رذالت
بخش دوم
تلمود 2

قبلا مطالبی در مورد تلمود بیان شد . اکنون می خواهم دوباره اشاره ای به جزئیات آن داشته باشم ،
البته با گوشه ای دیگر از عقاید یهود و صهیونیسم که در چند عنوان روی وبلاگ گذاشته می شود .
با توجه به همین مطلب ، از دوستان می خواهم این مطالب را سلسله وار
و به ترتیب شماره مطالعه نمایند تا مطلب بهتر جا بیافتد ...
------------------------------------------------------------------------
از بررسي متون مقدس يهوديان تلمودي چنين بر ميآيد كه ماجراي تحريف فقط يك بار اتفاق نيفتاده است و همواره ادامه دارد.منتهي اين تحريفها البته نه تحت عنوان تحريف،بلكه با عنوان تفسير و تبيين كتاب مقدس و به مقتضاي شرايط،تنها توسط خاخامها انجام ميشود كه از مقام عصمت بر خوردار هستند؛ و مردم عادي بايد بيكم و كاست آن را بپذيرند و اجرا كنند.
از همين مثالها هم كاملا آشكار ميشود كه كتاب مقدسي كه امروزه يهوديان ارتدكس ميخوانند با كتاب مقدسي كه غير يهوديان يا يهوديهاي غير ارتدكس ميخوانند،كاملا متفاوت است.اين تفاوت حتي در اسرائيل كه هر دو گروه، كتاب مقدس را به زبان عبري ميخوانند نيز وجود دارد.اين موضوع مخصوصا از سال 1967 به بعد بارها به تجربه ثابت شده است.بسياري از يهودياني كه ارتدكس نيستند و اطلاعات كمي در مورد مذهب يهود دارند،در اسرائيل(و همه جاي ديگر)،سعي كردهاند تا يهوديان ارتدكس اسرائيل را به خاطر نگرش غير انسانيشان نسبت به فلسطينيها،با استناد به آياتي از كتاب مقدس در مورد احساسات طبيعي بشري،شرمنده كنند.اما به هر حال در اغلب موارد اين گونه منازعات كمترين تأثير را روي پيروان يهوديت كلاسيك داشته است.
اينان حتي آنچه را كه به آنان گفته ميشود نميفهمند؛زيرا معناي متن كتاب مقدس براي آنان،كاملا با معناي اين كتاب براي ديگران متفاوت است...از نظر اينها تورات عهد عتيق يك متن ادعيه مقدس و غير قابل انكار است كه تلاوت آن ثواب دارد،اما معني آن در جاي ديگري تعيين ميشود!!!
در قرآن كريم آيات متعددي پيرامون تحريف تورات و قلب واقعيتهاي آن وجود دارد و مهم اين است كه در عمده اين آيات،احبار و خاخامهاي يهود مورد خطاب و عتاب پروردگار قرار ميگيرند.
خداوند در سوره بقره از آيه 40 به بعد،به طور مستقيم با بنياسرائيل صحبت و اتمام حجت ميكند؛پس از بيان نعمتهاي پروردگار،بهانهجوييها،حركتهاي ايذايي،قتل نفسها،كشتن انبياي الهي و تحريف كتاب آسماني توسط آنان را يادآور ميشود و به مسلمانان ميفرمايد:
«أفتطمعون أن يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم يسمعون كلام اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون»
يعني:آيا طمع داريد كه (يهوديان)به دين شما درآيند در صورتي كه گروهي از آنان، كلام خدا را شنيده،و آن را [به دلخواه خود] تحريف ميكنند با آنكه در آن تعقل كرده و معني آن را دريافتهاند؟!
و آنگاه با لحن شديدي به دستنويسهاي آنان و نسبت دادن آن به خداوند ميپردازد:
«فويل للذين يكتبون الكتاب بأيديهم ثم يقولون هذا من عند اللّه ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت ايديهم و ويل لهم مما يكسبون»
يعني:پس واي بر كساني كه از پيش خود چيزي نوشته و به خداي متعال نسبت ميدهند تا به بهاي اندك (متاع ناچيز دنيا) بفروشند؛ پس واي بر آنان از آن نوشتهها و واي بر آنچه از آن (نوشتههاي موهوم و مجعول) به دست آورند.
بعضي از گروههاي يهود،بر اين باورند كه در كنار تورات به عنوان كتاب آسماني يهود،روايات و احاديث شفاهي وجود دارد كه خاخامها،سينه به سينه و نسل به نسل به يكديگر منتقل كردهاند.ليكن در سال 150 ميلادي خاخام يوزفوس،به منظور حفظ و صيانت اين احاديث شفاهي و دستورها يا فتاواي متشرعين يهود،آن را در مجموعهاي به نام ميشنا تدوين كرد.
بعدها خاخامهاي ديگر،بدان چيزهايي اضافه و بعضا بر حاشيه آن مطالبي يادداشت كردند و اين بخش تحت عنوان«گماره»اشتهار يافت.مجموعه اين نوشتههاي مدوّن در دو بخش ميشنا و گماره،كتاب تلمود را تشكيل ميدهد كه نزد بعضي از يهوديان،جايگاهي كمتر از تورات ندارد؛چه آنكه خاخامها نيز معصومند و كلامشان عين وحي است،تا جايي كه اگر دست راست تو را چپ بدانند،بايد باور كني وگرنه با مقام عصمت مخالفت كردهاي.
البته ميشنا كه توسط خاخامهاي فلسطين مورد شرح و بسط قرار گرفته،به تلمود اورشليم معروف است و آنچه توسط خاخامهاي بابل (مابينالنهرين) تفسير و تدوين شده است به تلمود بابلي اشتهار دارد. اما بيشتر يهوديان اعتقاد دارند كه تلمود نيز چون تورات وحي الهاي است،با اين تفاوت كه تورات در طور سينا به صورت تدوين يافته بر موسي نازل گشت و تلمود به صورت شفاهي و پراكنده.
بعضي ديگر از گروههاي يهودي،بدين مقدار اكتفا نكردهاند و تلمود را بالاتر و والاتر از تورات ميدانند.بعضي ديگر معتقدند كه تورات بدون تلمود فايده ندارد و تارك تلمود،هر چند عامل به تورات باشد،در قيامت نجات نمييابد آنها ميگويند كسي كه تورات را بدون تلمود بخواند،خدايي ندارد،زيرا تورات مانند نان است كه به تنهايي براي زندگي انسان كافي نيست و اما تلمود مانند غذاست.
اين گروه معتقد است كه هر چند تلمود،گفته خاخامهاست ليكن در جايگاه تورات قرار دارد.زيرا گفتههاي خاخامها،همان گفته خداست و هنگامي كه مسئلهاي پيچيده پيدا ميشود كه در آسمان قابل حل نيست،خداوند با خاخامها مشورت ميكند.از اين رو كسي كه با اقوال خاخامها مخالفت كند به مجازات شديد ميرسد و چه بسا كه مخالفت با شريعت موسي بخشيده شود، اما مخالفت با تلمود حتما به اعدام ختم ميگردد.
ادامه دارد ....

