تحریم انسانیت ، شیوع رذالت
بخش سوم
نظام جالب حقوقی تلمود
قبلا مطالبی در مورد تلمود بیان شد . اکنون می خواهم دوباره اشاره ای به جزئیات آن داشته باشم ،
البته با گوشه ای دیگر از عقاید یهود و صهیونیسم که در چند عنوان روی وبلاگ گذاشته می شود .
با توجه به همین مطلب ، از دوستان می خواهم این مطالب را سلسله وار
و به ترتیب شماره مطالعه نمایند تا مطلب بهتر جا بیافتد ...

نظام حقوقي تلمود را ميتوان يك نظام كاملا جامع،طرفدار تمركز قدرت و تا به امروز قادر به توسعه نامحدود بدون تغيير در مباني متعصبانهاش،توصيف كرد.هر يك ازشئون زندگي يهوديان اعم از فردي يا اجتماعي،مملو از تحريمها و تنبيههايي است كه معمولا با ذكر جزئيات كامل در مورد هر گناه يا تخلف از قوانين پيش بيني شده است.
براي هر موضوع،مقررات اوليه به نحوي غير قابل انعطاف بيان شده و نميتواند مورد سؤال واقع شود.آنچه ميتواند مورد بحث قرار گيرد،نحوه تعريف و از كار در آوردن اين قوانين در عرصه عمل است.
چند مثال:
«هيچ كاري را در روز شنبه انجام ندهيد.»در اين مثال، مفهوم كار دقيقا شامل 39 نوع كار است ؛ نه بيشتر و نه كمتر... يكي از انواع كارهاي ممنوع «نوشتن» است .از اين جا به بعد سؤالها شروع ميشود:
نوشتن چند حرف در روز شنبه مصداق ارتكاب گناه«نوشتن»است؟
جواب:دو حرف
آيا اين كه با دست راست يا چپ بنويسيم در ميزان گناه تفاوت ميكند؟
جواب: خير
در هر حال براي مصون ماندن از ارتكاب گناه نوشتن، ممنوعيت اوليه اين گناه،با يك ممنوعيت ثانويه يعني عدم لمس هر گونه نوشت افزار در روز شنبه تضمين و حفظ ميشود.
مثال زير به نحو بارزتري نشان ميدهد كه اين نظام تا چه حد عبث و نامعقول است:
از جمله كارهاي ممنوع در روز شنبه «درو كردن» است.اين ممنوعيت از راه قياس،به منع بريدن شاخه درخت نيز تعميم داده شده است.بنابراين اصل،اسب سواري نيز ممنوع ميشود؛چرا كه اين ممنوعيت،وسوسه شكستن شاخه درخت براي شلاق زدن به حيوان را نيز شامل ميشود.بحث پيرامون اين كه شما بايد يك شلاق آماده با خود داشته باشيد و يا اينكه در جايي سواري كنيد كه اصولا فاقد درخت باشد،بحثي بي فايده است.آنچه ممنوع شود براي هميشه ممنوع باقي ميماند،گرچه ميتواند به موارد ديگر نيز تعميم يابد يا اين كه شدت بيشتري پيدا كند؛مثلا در عصر جديد دوچرخهسواري نيز در روز شنبه ممنوع شده؛چرا كه از طريق قياس،همان اسبسواري است.!!!
آخرين مثال نشان دهنده آن است كه چگونه اين روشها در مواردي صرفا نظري كه تحقق آن در عالم واقع غير قابل تصور است،نيز اعمال ميشود.در طول دوراني كه هنوز معبد«هيكل سليمان»وجود داشت،كاهن اعظم تنها كسي بود كه مجاز بود با يك باكره ازدواج كند.اگر چه در طول تمامي دوران تلمود،ديگر كاهن اعظم و يا معبدي وجود نداشت،اما تلمود يكي از مباحث بسيار پيچيده (و بيربط) خود را به تعريف دقيق اصطلاح «باكره» مناسب براي ازدواج با كاهن اعظم اختصاص ميدهد.
از اين قبيل: حكم زني كه بكارتش تصادفا،پاره شده است چيست؟آيا تفاوت دارد كه اين اتفاق قبل يا بعد از سه سالگي رخ داده باشد؟اين بكارت در اثر تماس فلز پاره شده يا چوب؟آيا در اثر بالا رفتن از درخت اين طور شده؟و اگر چنين است موقع بالا رفتن اين اتفاق افتاده يا در حال پايين آمدن؟آيا اين اتفاق به طور طبيعي افتاده يا غير طبيعي؟!!!
تمام اين سؤالها و بسياري سؤالهاي ديگر به طور مفصل و با جزئيات كامل مورد بحث قرار گرفته است و هر طلبه علوم ديني در يهوديت كلاسيك مجبور بود در پاسخ به صدها مورد از اين قبيل سؤالها كاملا استاد شود.هنوز هم طلبههاي خوب و با استعداد را در بسط و شاخ و برگ دادن به اين سؤالها ميسنجند،زيرا همان طور كه در مثالها نشان داده شده است همواره زمينه براي بسط و توسعه بيشتر اين گونه سؤالها،گرچه فقط در يك جهت،وجود دارد.بعد از ويراستاري نهايي تلمود هم اين گونه شاخ و برگ دادنها عملا ادامه يافت.
ادامه دارد ...


